www.sahneha.com   Sohrab Rahimi

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   ديجيتالي  Swedish

 

برونو - ک. اوير

برگردان: رباب محب

 

 

- 2001W& W یک قطعه از کتاب " از همه چیز مِه" نشرِ

 

 

قلبِ یخی

 

 

زنجیر‌هایِ آهنی

ازمیانِ مِه

آویخت از آسمان

و برنمایِ خانه‌ها کوبید

صورتی سرد و بی‌روح

دهان گشود

و آهسته در تاریکی فرو خزید

ناچیزها و زشتی‌ها و بدبختی‌ها

از رگِ کسی چکید

اسفالت و جاده‌ها

گِردِ سوراخی تهی لولیدند

و من جوان بودم

که عهد شکستم

با این خاکِ شیطانی

قلبِ دراز یخی

این بیمار

صخره‌‌یِ نخستینِ سادیسم‌زده

که فرشته‌ای پایش بر آن نگذاشت

 

 -2008 W& W نشرِ چند شعر از کتاب "سیاه مثلِ نقره"

 

این‌همه کم

 

این‌همه کم باقی ‌ست

برایِ حرمت و عشق

زیباترین‌ها و خوب‌ترین‌ها

هرگز دیده و شنیده نمی‌شوند

مابقی گوئی رویِ صحنه‌اند

بی‌خود و بیهوده طناب‌بازی می‌کنند

انگار صدایِ گلویِ مجرایِ فاضلاب است

سرمی‌روند حرف‌هایِ بیهوده‌یِ طاعونی

و چرندیات مسخره

این‌همه از کجا می‌آید

این‌همه ادم بی‌مغز بادکرده خودپسند

که خود را برایِ کوچک کردنِ ما انسان‌ها

حقیر می‌کنند

آن‌ها به نوبت رویِ عقاید هم نقب می‌زنند

به نوبت زیرِ شکمِ هم را می‌پویند

ولی پیشاپیش محکوم شده‌گانند

و تو لازم نیست نگران باشی

هر شب گوشه‌ای

پرده‌یِ سینمائی بالا می‌رود

و سر می‌رسد اولین کلامِ فیلم

مثل یک رهائی

 

 

If they move, kill’ em!*

 

 

   اثر سام پکین‌پا” The Wild Bunch سخن سرآغازیِ فیلم *

 

 

 

تنگ بر پنجره

نفس کشیدی

و با انگشت نوشتی

نامت را بر بخار تراشیدی

و دوباره پاک کردی

یک بار

دو بار

تا آرام گرفتی

خوشبختی آهسته در تو خزید

 

 

 

گم‌شده‌هایِ بی اثر

 

دور ریخته‌ام

بیشترشان را دورریخته‌ام

و دیگر حرفِ چندانی ندارم

اما سبک‌ سنگینشان نمی‌کنم

به دیگری نمی‌بخشم

همان می‌کنم که هر کسی

با کودکش

من حرف‌هایم را تنگ به سینه می‌گیرم

و به درون می‌خوانم

وقتی شب‌ها دراز و تاریک و سرد می‌شوند

کودکانم به خواب می‌روند

من ساکت می‌نشینم

تا بیدارشان نکنم

باید آرام بخوابند

نه هزاران سال که تا بی‌نهایتی

من تو را می‌فهمم، در این جهان

 بیش از پیش غریب شده‌ای

من آدم‌هائی را که می‌گویند نمی‌خواهند زنده بمانند

می‌فهمم

گم‌شده بی اثر

ما همه ‌یک روز دوریم

این‌را همیشه شنیده‌ام

به حدِ اشباع شنیده‌ام

من کمکی نمی‌کنم

رویِ من حساب نکنید

من دور ریخته‌ام

بیشترشان را دور ریخته‌ام

و چندان نگه‌ نداشتم

فقط افتادنی‌ها را نگاه‌ داشته‌ام

اگر امرکنم

دوباره می‌افتند

اگر امرکنم کوه را می‌شکنند

 

 

علفِ آبی

 

گرداب

دهان گشود

و قلم از دستم افتاد و

هرگز به زمین نرسید

به افتادن ادامه داد

پنجره‌یِ اتاقِ خواب بر باد ‌کوبید

صداهایِ ناشکیبا

از پائین به بالا هجوم آوردند

و از من خواستند دوباره آفتابی شوم

دوباره شروع کنم

اما من آن‌جا نبودم

من جائی در گذشته‌ها بودم

از میانِ انگشتانِ قفل‌شده دیدم

اسبِ خورشید رویِ دوسُم بلند شد

و گِردِ آسمان چرخید

سُم‌ها ابر را با تیغِ طلائیِ چرخان  آشفتند

علفِ آبی روئید

 

 

خارج

 

بیدار که می‌شوی

نرم و گرمی

 و هنوز خارج از تنت

تو بر رویِ شن

منظره‌ای منفجر کرده بودی

که کتابِ گشوده‌ای بود

امواجِ دریا میانِ خطوط  به درون پیچید

و پایت را لمس کرد

جملاتِ بلندِ نورانی

برایِ شکارت بر بالایِ شیبی

 به نوبت با هم معاوضه شدند

خورشیدِ کوچکِ سیاهی

از دستت لغزید

و زمزمه کرد

نقطه‌یِ تمام را گذاشتن

ممکن نشد

 

 

0

 

 

توفان

همه چیز را بر سرِ راهش ریخت

توفانِ خوبی بود

توفانِ محشری

بادهائی به شدتِ تندباد داشت

و شایسته‌یِ تحسین بود

به همه چیز پشتِ پا زد

خودش بود

نامِ انسانی‌اش دور ریخت

یک‌جا در دریا

 

 

برونو - ک. اوير متولد بیست و ششم نوامبر 1951 در شهرِ لین‌شُپین واقع در کشور سوئد است.

 او درباره‌یِ شعرو شاعری می‌گوید:" انسان از شرایط خود بزرگتر است و آینده‌‌یِ ما درگِروِ این است که چگونه از پسِ  غم و اندوهِ از دست‌رفته‌ها برآئیم." در سال 1970 به همراهی‌ِ پر – اریک سودر، ارین فیلکه‌سون و لی‌ف الیگرن گروهِ ادبیِ وسو ویوس را پایه‌ریخت. اوير از آن تاریخ تا به امروز هر چند سال یک بار و به مناسبتِ چاپِ کتابی رویِ سن می رود و شعرمی خواند. شیوه‌یِ خاصِ نمایشی او بر رویِ سن " ساختگی اما برانگیزاننده‌یِ تخیل " تلقی شده است.

 

"سیاه مثلِ نقره" آخرین دفتر شعر برونو - ک. اوير است که در سال 2008 میلادی منتشر شد.  اریک لاکویست در گزارش خود از شب شعرخوانیِ برونو - ک. اوير که به مناسبت چاپ این کتاب برگزار شد، می‌نویسد: بر سردرِ سالن تأترِ جنوب نوشته شده‌ بود: مردی که در سال 1973 با چاپِ اولین دفترشعرش، شعر سوئد را دگرگون کرد. او شاعری مردمی است. آنقدر مردمی که با لقب‌اش " شاعر خارج  گود و اوت سایدر" نمی‌خواند. او پس از دکلمه‌یِ هر شعر سر خم کرده ‌ و از ناظران با تواضعِ تمام تشکر می‌کند. انسانیت و عزت و ارزشمندی واژه‌یِ کلیدی‌ اوست. ایمانش به کلمه  محکم است؛ شاید حتا محکم‌تر و عمیق‌تر از نفرت به دشمن. او هرگز از کسی نام نمی‌برد و نیازی به بردنِ نام‌ها ندارد، زیرا که او از " نیاز آسمان‌خراش‌ها به تنهائیِ " حرف می‌زند" ( سونسکا داگ بلادت 2008)  


اشعار بالا با اجازه‌یِ رسمی از شاعر و بنیادِ برونو - ک. اوير ترجمه شده است.

نام کتاب به زبان اصلی/سوئدی:

Bruno K. Öijer (2008) Svart som silver. W&W

یک توضیح: منظور از قلبِ یخی کشور سوئد است.

 

اسامی:

Erik Laquist Per-Eric Söder, Eric Fylkeson Leif Elggren - Vesuvius

آثار برونو - ک. اوير:

- آوازی برای آنارشيسم 1973

- عکس‌های مرگ لبخند  1974

-  دريافت کننده: شب 1979

- گيوتين 1981

-  وقتی سم اثر می‌کند 1990

- واژه‌یِ گمشده 1995

- از کمان ديو 1997

- از همه چيز مِه 2001

- سیاه مثلِ نقره 2008

( ترجمه عنوان کتاب ها از من است. رباب محب )

-

 

عنوانِ آثارِ برونو - ک. اوير به زبان اصلی: سوئدی:

·         Sång för anarkismen (1973)

·         Fotografier av undergångens leende (1974)

·         Vesuvius (1974)

·         Bob Dylan (1975)

·         c/o NIGHT (1976)

·         Mot alla odds (1977)

·         Spelarens Sten (1979)

·         Giljotin (1981)

·         Samlade dikter (1986)

·         Medan giftet verkar (1990)

·         Samlade dikter (1993)

·         Det förlorade ordet (1995)

·         Dimman av allt (2001)

·         Trilogin (2002) (Medan giftet verkar, Det förlorade ordet och Dimman av allt i samlingsutgåva).

·         Samlade dikter (2004)

·         Svart Som Silver (2008)

 

 

 

INDEX