www.sahneha.com   Sohrab Rahimi

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   ديجيتالي  Swedish

 

 

شاعر ِ ضد ِ شاعر: نیکانُر پَرَه

برگردان : رباب محب

 

نیکانُر پَرَه  شاعر شیلا یی درسال  1914 در يک روستای کوچک در حوالی شيليان  واقع در چهل کيلومتری جنوب سنتياگو پايتخت کشور شيلی متولد شد. خانواده اش همگی اهل هنر و موسيقی بودند. اما پَرَه ی جوان بايستی شغلی برای خود دست و پا می کرد، زيراکه از راه نوشتن ِ شعر نمی شد روزگار گذراند. پس او شغل معلمی را برای امرار معاش خود گُزيد.

نیکانُر پَرَه ی فيزيکدان و رياضيدان تحصيلات دانشگاهی اش را در دانشگاه  «بران»  و « آکسفورد» گذارند و پس از پايان تحصيلاتش به کشور خود بازگشته و به عنوان استاد در دانشگاه شيلی به کار مشغول شد.  و شايد از همين روست که او- اين شاعر ِضد شعر – به عنوان يک فيزيکدان ِ خوب همواره در شعرهايش از قانون ِ جاذبه ی زمين سخن می گويد. اما پَرَه آن جا نمی افتد که ديگران انتظار ش را دارند، بلکه جائي قد علم می کند که ديگران از کنارش گذشته و نديده اند. و اين همه را او با زبانی ساده و بی آلايش بيان می کند.

نام نیکانُر پَرَه با انتشار کتاب « شعر های ضد شعر» در سال 1954 بر سر زبان ها افتاد. اگرچه چهانيان اورا به نام « شاعر ضد شعر» می شناسند، اما اصطلاح يا عبارت ِ « شعر ضد ِ شعر» اختراع او نيست، بلکه اولين بار در سال 1931 توسطِ هو ئی دُبرُ در شعر ِ«آلتازور يا هفت بار سفر با چتر نجات» مطرح شد. به قطعه زير به زبان اصلی/اسپانيائی توجه کنيد:

”Aquí yace Vicente antipoeta y mago”

"اين جا ويسنته آرميده است/می آرامد، ضدشاعر و افسون گر/جادوگر".

 پَرَه « شعر ضد ِ شعر يا ضد شاعر »را از هویدُبرُ وام گرفته و می پرورد، تاآن جا که امروز  اين عبارت نام اورادرذهنِ خوانده ی شعر تداعی می کند، نه نام مخترع ِ آن هو ئی دُبرُ.

 پَرَه خمير مايه ی اشعارِش را از زبان محاوره و وقايع روزمره می گيرد . اما  با اين وجود اغلب ِ شعر ها بسيار ماهرانه پرداخت می شوند تا آن جا که خواننده  ی غافل گير شده را به دوباره خوانی شعر ش دعوت می کنند. طنز   و اعتراض، دو موتيف هميشه زنده ی شعر ِ پَرَه است. اين شاعر آوانگارد با زبان گويای شعرش اعتراض اش  را به فقر، فلاکت، نابرابری جسمانی می کند. زبان ِ برهنه اش ، سادگی ِ بی نظیرش و فریادش را-   بنا گفته ی خودش – از همان شاعرانی گرفته که مردمش او را و آنان را در یک رده قرار می دهند. واين شاعران  کسی نیستند مگر: گابرییلا میسترال، پابلو نرودا و هو ئی دُبرُ.  

نیکانُر پَرَه در شعری نسل جوان را اينگونه فرا می خواند:

"جوان ها

آنچه دلتان می خواهد بنویسید

به هر سبکی که می خواهید –

بنويسید

زیر پل ها آنقدر خون ریخته که بتوان باور کرد:

تنها یک راه برای رفتن باقی ست:

در شعر همه چیز مجاز ست –

                                        به باور ِ من! "

 

         شعر بلند " خواهر " از شعر های به نام نیکانُر پَرَه ست. اواین شعر را برای خواهرش ویو لتا پرَه سروده است. ویو لتا پرَه خواننده و گیتاریست مشهور کشور شیلی است که نامش با ترانه ی « می خواهم از زندگی تشکر کنم»جهانی شد. ویو لتا پرَه در سال 1967 دست به خودکشی زد.

مجموعه اشعار « لکه هائی بر ديوار» عنوان آخرين اثر نیکانُر پَرَه است. و يکی از پيام  های متعدد اين مجموعه شعر ، لکه های روی ديوار است که چيزی جز مرگ – اين جزء لا ینفکِ زندگی ِ روزمره نيست.

اشعار زير منتخبی است از مجموعه اشعار 1954 -1962  « لکه ها بر ديوار» و اشعار سال 1985.

رباب محب

استکهلم هشتم مارس دوهزاروهشت ميلادی

 

 ل

   1

لکه ها بر ديوار

 

پيش از رسيدن ِ آخرين شب

لکه های روی ديوار را بايد بشکافيم:

چند تائی شکل گياهند

چند تای ديگر خود را به ميتولوژیِ حيوانات می برند.

 

اسب های پرنده،

               اژدها يان ،

سمندرها.

اما عجيب ترين اشان

آن هائی ست که شکل ِ انفجار اتم اند.

 

بر ديوار پرده ی سينما

روح چيزی را می بيند که جسم نمی بيند :

زانوی خميده ی مردان

مادران با کودکان در بغل

اسب - مجسمه ها

کشيش هائی که  "هوستيا" را بالا می برند.

 

آلات های جنسی که يکی می شوند.

 

اما عجيب ترين اشان

بی ترديد

آن هائی ست که شکل ِ انفجار اتم اند.

 

 

2

جايزه نوبل (1985)

 

جايزه نوبل ِ " خواندن" را

بايد به من بدهند که

خواننده ی  ايده آلی هستم

و هر چه دستم برسد می خوانم:

 

نام خيابان ها را می خوانم

و تابلوی های سر درمغازه هارا

و ديوار مستراح ها را

و ليست قيمت کالاها را

 

 

و اطلاعات پليس ها را

و تابلوی مسابقات اسب سواری را

 

و پلاک ماشين ها را

 

برای آدمی مثل من

واژه مقدس است

 

اقايان ِ عضو ِ هئيت ژوری

از دروغ گفتن به شما چه نصيبم می شود

من به خواندن معتادم

هر چه دستم برسد می خوانم- من حتا از آگهی های اقتصادی هم

نمی گذرم

 

بله گرچه اين روزها

وقت زيادی برای خواندن ندارم

اما آی که قديم تر ها من چقدر خوانده ام

 

و از همين روی تقاضا می کنم که

جايزه نوبل ِ " خواندن" را

به من بدهيد

هرچه زودتر بهتر

 

3

   معلوم است

که هیچ جا آرام نمی یابیم

 

اینگونه بردن ، اینگونه  افتادن

آدمهای رنج

کور

از این یکی

تا دیگری

مثل آب از سنگ

پرتاب شده بر سنگ

پایین

با سال

در ته ندانستن. 

    

 

 

Nicanor Parra, Huidobro,  Chillán, Santiago de chile, Pablo Neruda. Violeta Parra

 

 

  لکه ها بر ديوار Manchas en la pared,

"هوستيا" نانی است که زائران مسيحی کليساها از دست کشيش می گيرند. توزيع نان و شراب به مثابه جسم و خون حضرت مسيح يکی از مراسم مذهبی مسيحيان است.

 

INDEX