www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
برگرفته از کتاب «زمان گمشده» ژاک پره ور مترجم مریم رییس دانا
دختر فولاد دختر فولاد در جهان هیچ کس را دوست نداشتم هیچ کس را دوست نداشتم جز آن که دوستش می داشتم عاشق من عاشق من، همان که مرا به خود جذب می کرد اکنون همه چیز دگرگون شده آیا اوست که دیگر به من عشق نمی ورزد عاشق من که دیگر مرا جذب نمی کند آیا اشکال از من است؟ نمی دانم وانگهی همه ی این ها چه اهمیت دارند؟ اکنون که من خاکسترنشین ویرانه ی عشقم میان تمام تن ها ولی تنهای تنها و بی امید دختر آهن سفید دختر زنگ زده آه عاشق من عاشق مرده یا زنده ی من می خواهم که به یاد آری که پیش تر عاشق من کسی بود که دوستم می داشت و دوستش می داشتم.
FILLER D’ACIER Fille d’acier je n’aimais personne dans le monde Je n’aimais personne sauf celui que j’aimais Mon amant mon amant celui qui m’attirait Maintenant tout a changé est-ce lui qui a cessé de m’aimer Mon amant qui a cessé de m’attirer est-ce moi ? Je ne sais pas et puis qu’est-ce ça peut faire tout ça ? Maintenant je suis couchée sur la paille humide de l’amour Toute seule avec tous les autres toute seule désespérée Fille de fer-blanc fille rouillée O mon amant mon amant mort ou vivant Je veux que tu te rappelles autrefois Mon amant celui qui m’aimait et que j’aimais.
مریم رییس دانا
|