www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
ترجمه انوشیروان سرحدی شعر تایوان
مو لو فو متولد 1928 درتایوان است.سال 1944 که نیروهای ژاپن تایوان را اشغال کردند، مو لو فو مدرسه را رها می کند وبه یک واحد چریکی می پیوندد. از سال 1945 تاسال 1949 اشعار شاعران چینی از جمله آای کینگ را که متئاثر از شاعران فرانسه بود ، می خواند. توجٌهی خاص به اشعار" لی جین فا " که متئاثر از سمبولیستهای فرانسه است ، نشان می دهد. مو لو فو بعد ازاتمام دانشگاه سرباز نیروی دریایی می شود ودر جنوب تایوان به خدمت می پردارد. همراه چند شاعر دیگر، مجلۀ شعری بنیان می نهد به نام " عصر خلاقیت" . سال 1957 اولین کتاب شعرش " رودخانۀ الهام بخش " را منتشر می کند. دومین مجموعه شعرش " تالار سنگ " نام دارد. در این مجموعه شاعر سعی می کند دو جریان مستقل شعری "سورئالیسم " و "اگزیستنسیالیسم " را در هم بیامیزد. وجوه مشترک در این دو جریان طبق گفته لو این است که جریان های مذکور به انسان امکان می دهندتا آزادی از دست رفتۀ خود راباز یابدواز درستی شخصیت اش دفاع کند. سال 1965 مو لو فو به سایگون در وییتنام فرستاده می شود.خشونت عریان و مظالم جنگ ویتنام تأثیری عمیق بر شعرش می گذارد.خودش می گوید که تجربیات ویتنام باعث شد که من در یابم شعر نباید برنظریات فلسفی استوار باشد بلکه باید بر خود زندگی متکی باشد. مو لو فو معتقد است که به نوعی سورئالیسم دست یافته است که با سورئالیسم غرب متفاوت است. از1974 به بعد 9 مجموعه شعر و4 کتاب در زمینۀ نقد ادبی منتشر کرده است.
وقتی ساکتی مثل یک بمب ضد نفر
پشت سرت گام بر میدارم پشت ردّ پاها یت پشت سایه سرا پا خیست پشت افکارت. به خودی خود عشق نه حرف است نه عمل مگر پیراهنی کهنه از آن زمان. باجیغی گوشخراش ، رُزهای وحشی مکرر در مکرر تأیید می کنند قلمرو خود را از پی خون هر گامی از وحشت آکنده میشود. می ترسم پشت سرت گام بردارم وقتی که تو ساکتی مثل یک مین ضدّ نفر
شعر تایوان
(چی ه سین) که نام واقعی اش لو یو است درسال 1913 متولّد شد. از نوجوانی به شعر روی آورد و در22 سالگی با مجموعه ای به نام شعرهای منثور بلند آوازه گشت.در دهۀ 1940 سردبیری دو نشریۀ آوانگارد به نامهای سرزمین شعر وآموزه های ارتداد را در شانگهای برعهده داشت. لو یو بشدّت با بکارگیری معیارهای کلاسیک در شعر مخالفت ورزید ومعتقد بود که شعر مدرن نباید بر فصاحت ( علم معانی بیان ) متکی باشد بلکه باید ریشه در حقیقت همزمان داشته باشد. سال 1948 لو یو به تایوان مهاجرت کرد ودبیر دبیرستان شد. اونقش بسیارمهمی در ارتقاء بخشیدن به شعر آوانگارد تایوان داشت. از 1976 به بعد ساکن کالیفرنیاست .
گرگ تنها
گرگی تنها هستم که در دشتهای باز سرگردان است پیامبر نیستم ، حتیّ آهی کوچک گلویم را نفشرده است اما زوزۀ کشدار یخ زده ام تمام فضاهای خالی را می لرزاند و آسمان وزمین راچنان به رعشه می اندازد که انگار مالاریا گرفته اند ومی وزاندبادی سرد راکه زوزه میکشد وُ زوزه می کشد این بزرگترین شادی جهان را نصیبم می کند |
|