مروری کوتاه بر یک مجموعه شعر:

 

دهانم پنجره ی دنیاست -

- کورش همه خانی

- سوئد، انتشارات...

 

کورش همه خانی که قبلا چهار کتاب منتشر کرده بود و می رفت تا در" قناری از پلک های تو می ریزد" به زبانی روان و روایی دست پیدا کند، در کتاب  دهانم پنجره دنیاست به کلی از خودش دور شده و از شعر زبان و زبان شعری فاصله گرفته است.

یکی از مهمترین خصیصه های شعر، ایجاز است. در شعر سنگ، ردیف های سه و شش اضافه هستند، چون توضیحی اند. اگر شعر را ویرایش کنیم به این شکل نوشته می شود:

 

زیر سنگ آرمیده است

به خلوتش می روم

زمانی دیگر

شاید کسی هم به خلوت من بیاید( صفحه 6)

 

که البته روی هم رفته شعر ضعیفی است، یعنی نه اندیشه ی خاصی را انتقال می دهد و نه دارای حسی قوی است. فقط تکرار همیشگی افسوسها و دریغ ها و جای خالی ها ، آنهم در قالبی تکراری، بدون فرم و بدون زبان.

شعر همه خانی، شعر درد مشترک و ادعاهای روشنفکرانه  است. شاعر می خواهد مصلح اجتماعی باشد. و شعار برابری و برادری می دهد. در شعر صفحه 14 ما با نثر ادبی سرو کار داریم نه با شعر. با درد دل سرکار داریم نه با زیبایی و خیال و پرواز.

این شعر را با هم می خوانیم :

 

شعر من

سیم خاردار را

از روی نقشه ی جهان

قیچی می کند

دست سپید و سیاه را

در دست هم می گذارد

لهجه ها را از روی زمین می چیند

تا همه مثل پرنده

با زبان شعر

درد دل کنند

می خواستم اما

تبر تبر

کلمه

میان دهانم شکستند( صفحه 14)

 

که این شعر یک اشکال تقطیعی دارد.

ردیف دهم از بالا باید قاعدتا اینطور نوشته می شد

 

می خواستم

اما

 

به خاطر اینکه مکثی پیش می آید و جهت حرکت عوض می شود باید شعر همانطور که خوانده می شود نوشته شود.

کاملترین و بهترین شعر این مجموعه شغر "تنهایی است"( صفحه 16) که در آن تقطیع و ایجاز و زبان و تصاویر همگی در خدمت شعر هستند و به یکپارچگی خوبی دست پیدا می کنند:

 

روز از نگاهم می گذرد

و باد

بوی تو را

از نم نم کوچه ها برده است

 

آشنایی زدایی یکی از خصیصه های شعر خوب است. همه خانی سعی در ساختن ترکیب های جدید دارد اما تقریبا بدون موفقیت و بدون منطق شعری. به عنوان مثال ترکیب تبر تبر که هم در صفحه ی 7 و هم در صفحه ی12 آمده و در صفحه ی 14 دیگر کاربرد خودش را از دست داده..

از این گونه کلمات و جملات و عبارات عجیب و غریب در شعر همه خانی زیاد به کار رفته است به عنوان مثال:

 

- خبرناک می شوی

 از پشت بام های سرک کشیدن      -

- تک تک ترانه تر کردم

- گریه ها ی پر پر تو

- چشم هایش جایی نمی بیند

- شاید با همین نابینایش

- و بوییدن آن اسب

- نخوابی های خود را به خواب می زد

- چه بسا چند قطره از شیر پستان همسایه

- فکر مرا ناخودآگاه

- چرا ناخودا می کشد

- تا گوش مادر را نوازش بچیند

- مرهم زخم تن های بی تن او می شود

- هزار قصه ناچیدن

 

و بعضی جاها یک مقددار لهجه کردی هم در شعر دیده می شود. به عنوان مثال:

 

خیالت را قاب لحظه های ابری می گرفتم

 

که در اصل می باید اینطور باشد:

 

خیالت را با لحظه های ابری قاب می گرفتم

 

یا:

 

پس این شعر

شعری ساختاری است

به شرطی که ستاره

غروب از خنده ات

پاک می کرده باشد

 

که در اینجا قاعدتا  با ید پاک کند به کار می رفت.

 

گاهی مواقع صفت اشتباه به کار رفته:

هرگز از فاصله عاشق نمی شدم

 

که بهتر بود اینطور نوشته می شد:

هرگز از دور عاشق نمی شدم

 

و یک مقدار اشکالات دستوری:

چشم هایش جایی نمی بیند

 

که باید اینطور نوشته می شد:

چشم هایش جایی را نمی بنید.

 

شاید با همین نابینای اش

که می بایست اینطور نوشته می شد:

شاید با همین نابینایی اش .

 

عریانی جنگل را دوست دارد و بوییدن آن اسب

که آوردن کلمه را بعد از اسب جمله را کاملتر و مفهوم تر می کند.

 

بعضی جمله ها و ترکیب ها بیش از حد ساده اند و معمولی مثل:

حالا ببین

آسمان

روی زمین چه می بیند

که پیوسته اشک می ریزد

 

که در کل حرفی است بسیار ساده و عامیانه و هیچ ربطی به حقیقت شعری ندارد بلکه یک عکس برداری رثالیستی از واقعیت روزمره است.

بکار بردن کلمات روزمره به این معنا نیست که شاعر باید روزمره هم بیندیشد و سطح دید و عمق نگاهش را تا حد عوام پایین بیاورد.

بعضی جاها در شعر همه خانی تکرار کلمات از بار عاطفی و وزن تصویریشان می کاهد و به زیباشناسی شعر لطمه می زند:

 

همه چیز، همه چیز پیر می شود

حتی حتی

تبر تبر کلمه میان دهانم شکستند

 

 

دلم می خواهد این نوشته را با یکی از بهترین اشعار این مجموعه تمام کنم، با شعری به نام "پیر":

 

همه چیز پس این سکوت

پیر می شود

آواز پرنده ای که از دور می رفت

و آن باران

که بوسه هایمان را خیس می کرد

این پاهای سفید مرگ است

که یک روزاز راه می رسد

تا مرا برای دیگران

تعریف کند.

 

که همین شعر امید اندکی را در دل من خواننده بیدار می کند تا بنشینم و منتظر شعرهای بعدی و نوشته های بهتر همه خانی باشم

 

توضیح:اصل شعرهای همه خانی با رنگ قرمز مشخص شده است. *

سهراب رحیمی robinmail1@yahoo.com