www.sahneha.com  sohrab rahimi

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   نشرديجيتالي     Swedish

 

 

درخت شعر

سهراب رحیمی

شعر؛ گاهی هدف اصلی اش را متوجه احساس خواننده می­کند؛ حس­ها و احساسات را بیدار می­کند و به سمت هماهنگی و همایش درونی؛ تنظیم می­کند. نکته­ای که می­خواهم به آن اشاره کنم تماشاست و این نکته که چشم منِ خواننده است که به خود زحمت می­دهد؛ افق دیدش را می­گشاید تا همزمان که پدیده­ی زیرنظر را در برمیگیرد؛ آن را تماشا کند. هنگام تمرکز بر این نقش­ها؛ سایه­های نقش­های دیگر را در اطراف به حرکت درمی­آورد. خواننده باید بگذارد نگاهش به اطراف حرکت کند که خوانش نهایی­ی اثر را شکل می­دهد: تولیدی که خطوط تابیده و بازتابیده از سمت مولف و راوی را در یک نقطه­ی مرکزی به شکل تصویر بروز می­دهد. خاطرات؛ به ما چون رویا هجوم می­آورند. نه توان آن نداریم که آن چه می­خواهیم ببینیم؛ نه توان آن که آن چه می­خواهیم را به یاد بیاوریم. فراموشی؛ چون بادهای صحراهاست و ما با آن می­جنگیم چون بوته­ها که با بادها. خاموشی چون مه است. روزی ما را دربرمی­گیرد و روزی دیگر بار خود را بربسته است و جهان؛ بار دیگر خود را روشن و واضح در برابر دیدگان ما قرار داده است. خاموشی؛ چون خوابی­ست, چون حس عجز و ناتوانی, مفعولیتی که ما را محدود می­کند, تنبلی­ای که میراث ماست, آن فقدان بزرگی که این زندگی و این جهان دارد؛ این است که دراین آسمان؛ درختی نمی روید جز درخت شعر. و شاعران به جستجوی ثبت نقش این درخت؛ سالیان درازی سروده­اند و نقش­پردازی کرده­اند

 

 

 

 

 

 

INDEX