|

یکی از ما باید به او میگفت
مهرنوش قربانعلی
در باره ی «
شهرزاد پشت چراغ قرمز»
(گزیده شعر)
فرشته ساری
موسسه انتشارات نگاه
1387
2000 نسخه
3200 تومان
در هر نوشتاری نشانی از كنش گفتاری با خویش و ردپایی كه واكنش ویژه و
شخصی مولف را نشان میدهد،وجود دارد؛كه دارای شدت و ضعفی متفاوت
است،شاخصهایی معنایی كه كلمات را شكل میدهند و ورود آنها به رویكردی
زبانی را ممكن میسازند.
دركتاب هفتم گزیده اشعار «فرشته ساری» «شهرزاد پشت چراغ قرمز» كه عنوان
«یكی از ما باید به او میگفت» را دارد و دربرگیرنده شعرهای 85-82 است،
با كنش فكری ویژهای روبهروییم؛كه بیش از آن كه واكنشهای پراكندهای
نسبت به رخدادهای گوناگون باشد،نگرشی تثبیت شده را به نمایش میگذارد؛
تثبیتی كه شیوههای به ظاهر متفاوتی را برای بیان خویش برمیگزیند؛
شاید به جرأت بشود گفت: « فرشته ساری» جزء معدود شاعرانی است كه دارای
سیستم فكری و نگرشی منحصربهفرد خود و خویش بسنده است (فارغ از آنكه
همسو با آن باشیم یا نباشیم)، و اجراهای شعری او بیشتر بیانگر
مباحثهای درونی است.
«سپس تابستان نواخته شد/ جا به جا/ آوازی
و شتابان/ موومان آخر/ شلیك بود به خودم/و تا چشم كارمی كند / همه جا
سپید است/ و بوی چلوار مرطوب»
سمفونی چهار فصل ص:204-203
لحن گزارشی شعر به گریز از سمتگیریهای
حسی و تشدید فضاآفرینی آن كمك میكند.
شعرهای «كتاب هفتم» بازتابی از فلسفه-
شعر است؛ با تهمایههای نگرشی خیامی كه اگر در او به دعوت به شادزیای
میانجامد، در «یكی از ما باید به او میگفت» به ویرانبینی راه
میبرد؛ ویرانیای كه اینچنین رخ مینماید:
«نیروگاه هستهای سیاری است/ غنی شده/ از
اورانیوم بیزاری/ جای امنی نمانده/ سلولها، خانهها، خیابانها/
بمبها/ مانند برگههای آب و برق/ با مهلت سرآمدن مناسب/ فرستاده
میشوند/ به شكل سرطان به سلولها/ به شكل تقلب به قلبها/
به شكل اشباح بعد از این/ به كنیسهها،
جادهها، متروها و.../ در عصر تنوع شكلها/
شمارش آنها/ حتی از روی نماهنگ/ تا صبح
قیامت طول میكشد/ ولی همین كه دارد از كنار تو رد میشود/ آیا حامل
بمبی نیست؟/ و آیا یك دوست/ از راه دور/ تو را تكهتكه نخواهد كرد؟»
ترور- ص:212-211
شكل ساختاری شعركه صورتی جزء نگر دارد و
با نشانههایی از زندگی امروز رخ نموده است، انتخاب راوی سوم شخص، كه
فقط گزارش میدهد و از هر قضاوتی پرهیز دارد، از شعر ظاهری ارائه
میدهد كه نظر به روایتهای خرد دارد، اما با تامل بیشتر با
اندیشهورزی كلنگری روبهرو میشویم و مولفههای موجود در شعر كمتر در
راستای وضوح بخشی به جزئیات عمل میكند.
در اغلب شعرهای این بخش، جای قرارگرفتن
دوربین یا زاویه دیدی كه راوی برای طرح رخدادها برگزیده؛ بیكاستی است:
«كنسروهای تاریخ گذشته را
یكییكی درجوی میانداختیم
و قفسهها خالی میشد
از عكسهای فوری
از گرسنگی
سنگها را گاز میزدیم
و كربن چهارده آنها را میچشیدیم
از سالها
جز ردی نامحسوس
جا نمانده بود
دیگر به جلو پرتاب شده بودیم
و دوربین سومی نبوده
تا پشت صحنه را ثبت كند.»
پشت صحنه – ص:216-215
رخوت وكرختی زیستی بازتابیافته در
تصاویر، شاید نقیضهای برای تمایل به حیاتی دیگرگون را در خود پنهان
داشته باشند.
منطق روایی سیال شعرهای «فرشته
ساری» در شعر «شهر» به اوج میرسد، شعری كه با پیش فرض «خواب» به
گسترهای باز پا میگذارد و در جریان ذهنی سیال خود پیش میرود و شاید
از همین رو است كه ایجابی كه در شعرهای دیگر دیده میشود، در این شعر
نامتمركز است و تصاویر در دایره تاویل موج بیشتری برمیدارند:
«خواب میبینم شهردرون یك هواپیماست و در
پرواز/ ومنطق خواب جوری نیست كه
بپرسم/ چه طوری درختهای كهنسال كنار خیابانها/ ریشه دواندهاند در
ژرفای خاك درون هواپیما؟/ خواب میبینم شهرآتش گرفته و از شعلهها
میچكد آب/ و منطق خواب جوری نیست كه بپرسم/ چگونه من بیرون از شهر
قرار گرفتهام/ انگار كه در فضا
گواه سیاره دیگری باشم؟/ خواب میبینم درهمه ایستگاههای مترو
ایستادهام/ منتظرقطاری كه نمیرسد/ و منطق خواب جوری نیست كه بپرسم/
چگونه همزمان در همه ایستگاهها ایستادهام؟/ خواب میبینم دمل میزند
روی ردپای من/ و جوری نیست كه بپرسم/ چرا راه و بیراه و رد راه/ آماس
میكند مدام؟/ خواب میبینم نام من میخورد بر سنگها و برمیگردد/
مانند یك توپ پینگپنگ/ وجوری نیست كه بپرسم/ چگونه نام من كه اسم
معناست،توپ سفیدی شده است؟»
شهر- ص:232-231
هرچند گروهی از نظریهپردازان بر این
عقیدهاند كه ناتورالیسم در شعر نمود چندانی ندارد، و بیش از آن هر چند
این شیوه بر وجوه عینی زیست اجتماعی تاكید دارد،ولی در «كتاب هفتم»
«شهرزاد پشت چراغ قرمز» با ناتورالیسمی
متكی بر دریافتهای حسی- ذهنی روبهروییم:
«بانكههای نمك و زردچوبه/ فلفلدان و
شكردان هستند این فصلها/
بیشباهت به زمان/ از اول صبح هر فصل/ سوپ درهم جوش جنگ میجوشد/ در
دالانها و دهلیزها/ بر خاكریزهای خاطرهها/ بر پلهای شناورناپیدا/ تك
و پاتك درخط مقدم تداعیها و طعمها/ پیشروی و عقبنشینی در تونل تاریك
رویاها و كابوسها/ سپس/ آخرین
تانك هم نابود میشود/ با كوكتل مولوتوف صنوبر یك كاج/ و جنگجویان
خسته/ كنار ردیف از پای درآمدهها و زخمیها/ ذخیره نوار زخمبندی را/
چون غنیمت جنگی/ پنهان میكنند/ در جیب فصل بعدی»
فصلها- ص:230-229
كه با برگزیدن روال طبیعی زبان با قدرت
پیش میرود.
نسخه
PDF
INDEX
|