www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
از منیوحی تا جیکور * حمـزه کوتي ( به مناسبت 6 شهریور سالروز تولد رضا عامری منتقد و مترجم )
ترجمه ، وادی فناست . « نوازش در نوازش ، و گدازش در گدازش است » 1؛ و فنا در این وادی لباس توست . رضا عامری ، قیس مجنون این وادی است . مترجمی که عقل و اندیشه را محترم می شمارد و تاکیدش همه بر زیبا جلوه دادن ادبی است که در حرکت های فرهنگی و فکری سهیم بوده است . او ادبیات سترگ فارسی را ارج می گذارد ؛ و در زمینه ی نقد رمان معاصر کتابی چون « نقش بندان قصه ایرانی » در نقد آثار هوشنگ گلشیری ، سرچشمه های روایت و بوطیقای رمان فارسی در سه جلد از ارائه داده است . این دو ادب ( عربی و فارسی ) که دیری آیینه ی همدیگر بوده اند و می رفتند تا ابدیت را به چنگ آورند . اکنون غریب از یکدیگر افتاده ، در رف نسیان متروک مانده اند . آشنایی من با رضا عامری از کتاب « عرفان و سوررئالیسم » اثر آدونیس آغاز شد . که بعدها با نام « عرفان شرق / عرفان غرب » تجدید چاپ شد . این کتاب دریچه ای بر ما گشود به سوی نقد مدرن عرب . با رویکردهای فکری و با نقد سنت و مدرنیسم آشنایمان کرد . این کتاب نخستین عامری نیست . سال ها پیش از این کارهایی از نزار قبانی ترجمه کرده بود . یکی از دیگری بهتر . او طریقت خاص خود را در ترجمه کردن دارد . نگرش او به متن قبانی با دیگر نگرش ها متفاوت است . اینجا با مترجمی رو به رو هستی که دغدغه ای فراتر از نشر کتاب دارد . در ترجمه ی این کارها ، با نزار قبانی اصلی سروکار داریم . با همه ی فرازها و فرودهاش . فی المثل « صد نامه ی عاشقانه » ی که اخیرا با ترجمه ی رضا عامری منتشر شده ؛ و به نظرم این مجموعه ، از بهترین آثار نزار قبانی به شمار می رود . رضا عامری از معدود مترجمان ادبیات این خطه است . نگاه او به نقد ادبی و اقلیم گرایی در شعر قابل بحث است . اما به اختصار بگویم که اقلیم در شعر از دید او از ویژگی های اصلی هر متن ادبی است . که اگر نباشد . متن چیزی را کم دارد . این اقلیم گرایی شاعران جاهلی بود که معلقات را جاودانه کرد . بر من آشکار شد که او بدر شاکر السیاب شاعر مدرن عراقی را خوب خوانده است . عقیده دارد که « بدر شاکر السیاب علاوه بر شکستن ساختار سنتی قصیده ی عربی ، در واقع شعر را به جهان اسطوره گره زد » . این نگرش به اسطوره پیش از آن ، جبرا ابراهیم جبرا ، نظریه ی پرداز و شاعر فلسطینی ، رواج داد با ترجمه ی شاخه ی زرین از جیمز فریزر . به عقیده ی نگارنده ، شعر معاصر ایران اما کمتر به جهان اسطوره التفات داشته است . به رغم وجود اثر جاودانه ای چون شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی . رضا عامری در 6 شهریور سال 1332 در منیوحی آبادان متولد شد . اگر چه معتقد است ما بی شناسنامه و بی تاریخ متولد می شویم . منیوحی از قول او ، از نظر جغرافیایی رو در روی روستای جیکور ، زادگاه بدر شاکر السیاب قرار می گیرد ؛ و رابطه ای نزدیک بین عامری و السیاب وجود دارد ، که پیوند دهنده ی این رابطه تنها جریان آب است و موسیقی نیزار و بردی . او بالفطره شاعر است . اگر چند شعری نسروده . با رمان معاصر عربی آشناست ؛ و همواره کوشیده الماس گون های رمان وادب عربی را به خوانندگان مشتاق این ادب ارائه بدهد . میرامار از نجیب محفوظ ، پروانه ی آبی از نور خاطر ( چاپ شده ) ، خاطرات تن از احلام مستغانمی که در این رمان ، زبان علیه زبان مردانگی می شورد . در این کتاب مادینگی زبان بیشتر رخ می نماید ، رواجی روی نیل از نجیب محفوظ که به مشکلات روشنفکران می پردازد ، موسم هجرت به سوی شمال از طیب صالح ، مملکة الغرباء از الیاس خوری ، دایناسور از مونس الرزاز ( در دست چاپ ) . این انتخاب های دقیق ، حکایت از عمق و ژرفنای اندیشه ی منتقدانه ی او دارد. که اگر در مترجمان این روحیه پرورش یابد ، نه تنها در معرفی کردن رمان درجه یک عربی ، بلکه رمان فارسی نیز می توانند خدمات بزرگی ارائه دهند در ایجاد کردن گفت و گویی میان روشنفکران ایرانی و عرب . به رغم اینکه نسبت به وضع ترجمه خوشبین نیستم . نگاه دو طرف به اندیشه و ادب یکدیگر نگاه عمیقی نیست . من دیده ام که برخی مترجمین ، شاعران و نویسندگانی را به عربی ترجمه کرده اند ؛ که در زبان اصلی متن خوبی نداشته اند . در نتیجه این مترجمین که در مطبوعات عربی می تازند ؛ و مترجمان این خطه را لعن و نفرین می کنند . آگاهی چندانی از ادبیات فارسی و حتی عربی ندارند ؛ و درد و غمگینی مترجم متعهدی چون رضا عامری از این جا نشات می گیرد . انتخاب های درست او از آثار می تواند خلا بزرگی را پر کند . این خلا را مترجمینی ایجاد کردند که هدفی جز مطرح کردن خویش نداشته اند . پر کردن این خلا اما به طول می انجامد . این مترجمین جبران خلیل جبران را یک درویش گوشه گیر نشان داده اند و نزار قبانی را یک « دون ژوان عربی » . سفر آدونیس به ایران در سال 1384 یکی از دغدغه های رضا عامری است . او در کتاب « آدونیس خوانی در تهران » که مجموع چند مقاله درباره ی آدونیس همراه با گفت و گویی که او با آدونیس کرده ، به این مسئله می پردازد که روشنفکران ایرانی مجال این را پیدا نکردند ، که با آدونیس به گفت و گو و نقد بنشینند . سفر آدونیس فرصت مناسبی بود برای آشنا شدن بیشتر ایران با ادبیات عربی . حتی می توانست این فرصت را ایجاد کند ، که توجه جهان عرب را به ادبیات معاصر ایران جلب کند . که متاسفانه این فرصت گرفته شد از ادبای ایرانی . رضا عامری ، به شعر فلسطین نیز توجه ویژه ای دارد . در مصاحبه ای که جناب آقای بهنام ناصری با او داشتند ( چاپ شده در روزنامه ی شرق ) می گوید ( نقل به مضمون ) : « در همایش شعر شاعران ایران و جهان با عزالدین المناصره ، یکی از دعوت شدگان این همایش ، که ملاقات کردم . دریافتم که من فلسطینی ام و نه عزالدین » . سخن نویسنده ی درد آگینی چون او که درد بدر شاکر السیاب را در روح خود حمل می کند ، این چنین غربت گون و درد آلود جلوه می کند . به سر بردن در کنار عقول قاصر و تن آسان ، غربتی بزرگ تر از دور بودن از میهن مام است . آثار او ، چه نقد و چه ترجمه ، حکایت از درد عمیق روشنفکری مغموم دارد . چرا که از منیوحی تا جیکور فاصله ای نیست . رضا عامری ، این قیس جنوبی را پاس می دارم . چون به درد پنهان این کشتزاران و این رود آگاه است . او آه شبانه ی نیزاران خرمشهر و آبادان را می شنود . اگر چند زادگاهش در خاطر ویران شده ، و ویرانی عصر را در روحش مخفی نگه داشته است . ـــــــــ 1 : از شیخ ِ شطاح روزبهان بقلی شیرازی . * : این یادداشت قرار بود در یکی از روزنامه ها منتشر شود . اما به دلایلی از چاپ آن تن زدند . این در حالی بود که یادداشتی نیز برای یکی صُحُف ، در مرگ مترجم جنوبی روانشاد کاظم برگ نیسی نوشته ، فرستاده بودم . که باز از نشرش ابا کردند . حمـزه کوتی
|