|

یاشار احد صارمی
ماه در
آب شلپ 10
حلق آب چه سرخ فواره چه بی پدر
آه کی زخمی
بی صدا در گوشم هی کمک هی بیا هی آی آدمها!
کی را شب از پشت از ناگهان وای!
های هایِ دستهای یواش دوستی که یواش یواش
آی آدمها!
سرخ می خوانی در صدا شب را آتش در
کلاه از سر بر می داری در صدا نصف صورتت تاریک در
نفس می کشی در صدا لب هایم را سیاه در
درِ خانه ام را هر کجای دور باشد باز در صدا
شاخ هایت نعره در صدا رعد می سوزد نگاهت در
بالهایت را باز در صدا
از این کوچه پدرم می آیی در صدا با زبانی که هنوز آهسته کم رنگ ...
از آن کوچه مادرم
پشت پنجره میان گربه هایی که می خواهند بپرند گنجشک آبی را سنگ در صدا
صدایم می کنی با اسمی که دوستان مرده ام صدایم کردند وقتی که پرهاشان
آتش
پرنده دور می شوی در صدا پروانه آزاد در ...
ماه در آب شلپ!
INDEX
|