www.sahneha.com sohrab rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول نشرديجيتالي Swedish
|
از پرندگی ها طاهره بارئی
1
داشتم یواشکی از یاد خودم میرفتم و سُر میخوردم انگار از لبۀ اتاق پشتی داخل یک راهرو و دستهایم میخورد به شیشۀ مات یک پنجره و میخواندم که آنجا همۀ گیاهان با فراخ ترین دهان فریاد میزنند : پریده ای! بگذر از سر آخرین دیوار
2 من مرغ بوده ام پرستوی آوازخوان کنار آن دیگها گرد آن آشپزخانه پشت آن در دست آن پستچی کنارخیابان در انتظار نگران تاکسی و اتوبوس مانتو پوشانده ام تن هدهدم موهای رنگ کرده گذاشته ام بالای کاکل مخملیم کاش در مطب دکتر که بودم دست میکردم در گریبان مشت کرده نشانشان میدادم ببینید من یک مرغم قلبی دارم پَردار
3 پنج انگشتم در آب رنگ فرو میرفت رنگین میشدند پرهایم
فقط نفسَم بود که مثل قلم مو می آمد و مرا هوا میزد
4
نشسته بودم و فکر میکردم این پرنده چه نام دارد آرام زنجیر ِ من را از پایش باز میکردم
5
مثل صبح اول زمین با بالهای سپیده دم من هنوز یک پرنده ام باد می نوازد زیر پاهای نازکم
از آب خورشید می نوشم در پیالۀ سنگی باستان
چیزی مثل حس دَم از چاه بیرون می کِشَدم با ریسمان پشت بام
6
فردا برای دیدن تنها درخت زمین دیر است خانه ای گِرد آر
باز شدن فرش دشت به همین زودی ست کشف ِآن ایستادگی سراپا سبز
کلبه ای در خود جمع ساز
7
از منتهی الیه شب تا به اینجا همه بال بال میزنند ماشینهای مشکی مثل کرکسها یا اسبهای سدَ با بالهای نیمه خیس
8
ما به شانه کردن همه چیز عادت کرده ایم جز بالهای آفتاب پشت پرده های سفید تور که تا زمین می ریزد
9
این کار هر روز ماست شستن بالها روی فرش خیابان رختشویان پا برهنه طشت های کف پاپی رد پرندگان دویدن ها
پرنده هائی که بوق نمی زنند در نیمه شب های چراغ
10
چیزی دراین صداست که در گوش من باز میکند حلقه های هرچه زنجیر در هواست
صدای به هم کوفتن ِبالها شکلی که پرنده به خود می گیرد در آغاز حل ِ مشکل پرواز
|