www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
|
|
|
12 غمم به دنیا سپید بال و سپید جامه شاید با مدادی در دست به نکوهش هر شب هو هو کشان مرغی ست ، که سحر گاه به نهار پرکنده ، بال می زند . شب من ... کودکی ست که نیشخندهای ماه را به اشارت سر ... درود می گوید . بال اگر داشت نازک و نحیف . سرد یا گرم . هر صبح انگشتان مهربان خورشید که به تحسین روزی نو آمده است .... و وای خبر ندارد از بال های سیاه شب و خنده های ماه .... تشنگی به شب ماه است به ستاره شب پره به چراغ کندن و ایستادن گذشتن از افق و قائمه تر از گونیا به هندسه پی لیوان و آب .... باران.... به شب به آهنگ زمین سیراب می کند . خبر بود اگر ... از کوکو و ناهار مرغ همسایه را قدقدی به تمسخر نبود که ماه هر شب نیش می زند به هوش پرده ی پا پس کشیده ی اتاق را .... گرم یا سرد . هشداریست که اندیشیدن به لامکان نه به شب می آید نه به ماه... که ریشخند می کندت به تاریکی . چین های دامنش همه به یک سو پرده ... به احترام چشم های من که دوستی ماه و اشارت های خورشید را با لای لای هر شبه ی ساعت های دو گانه گشوده باشد .
|
|