www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
|
|
|
من راغب به قرائت بلندترين ترانه بودهام دست بر دهانم گذاشتند مي خواستم بگويم بوي مردار گرفته ام جمجمه اي فرسوده به كتف ارزوهايم سنجاق كردند مي خواستم بگويم با امپراطوري سكوت اصلن موافق نيستم عريان در عتاب باد سنگ بر شيشه ي فانوس بودنم زدند مي خواستم بگويم حرفهاي كتاب كلاس اول هم دروغ است(با با نان ندارد) اما....... من به همينكه نبايد باشم قانعم حالا شما برويد روزنامه هاي عصر بخوانيد برويد سر چهار راهها بايستيد وبگوئيد فلاني روزي هزار دفعه حلاج مي شود برويد از هوش پرتقالي ي كلمات سانديسهاي درود باد وسلام باد بسازيد برويد زير شنل اي واي نكند چيزي گفته باشم نان به خانه بياوريد برويد.... بگذريم اما سال واگشت تنديس و تازيانه مي فهميد تاريخ مزه ي نان كپك زده مي دهد فعلن خدا حافظ
از مجموعه ي مجوز نگرفته ي پسوند فاميلي ام بوي ادم فروشي مي دهد
|
|