![]() |
|
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish |
|
فاصله ی ِ صحنه تا من به من از پوستم نزديک تر است. که سفرهام را زمستان خط مي زند قوس قزح هام را ابر مي برد افق هام را انتطار مي کشد راه هام را ترازوی ِ « کسي هست به اسم ديگری» سنگين تر از خودم مي کند ، پای ِ وزنه هام.
فاصله ی پوست تا صحنه از من ِ به من نزديک تر، نزديک تر است تا من - که آخر ندارد اين وهم ِ توی ِ مِه ِ نگاه افتاده. رباب محب هشتم فوريه دوهزارو هفت میلادی استکهلم
|