
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
شعري از رضا آشفته
سر به بالينت نهم
مهرباني !
نبند
چشمانت را
گيج وا گيج حضور دوباره ات
ديدي نتواني دل كندن را
بي دوام باد
عطش باران
شكوه آتش
و بيداري خاك
من در تو به دنيا آمده ام
تك زده ام پستان هايت را
شيره ي جانت
جاري در من
جويباري در پيوستگي اقيانوس ها
من در تو مي ميرم هرگز
آوازم نسيم دلنشيني است
گذرگاه هستي را پيموده
ابديت فرار
در نگاهت منجمد
آرامش طوفاني
تو در من به دنيا آمده اي
براي پر شدن حفره ي تو خالي
ممزوج يك همنشيني لزج و داغ
بوسه گاه دلت بوده ام
و فرود من در تو
آه !
مي خواهمت
بيشتر
با من
خيس
مي شويم اين شب را يگانه
خاطره ي روشن مهتابي
آسماني نگاهت
خورشيد زمانه
تطهير بايد
آب هيچمان مي كند
بيداري هنوز
لذت تنهايي را ندارد
درد فراق
با من مانده اي
بگريز
به هر سو مي روي
در منت هستي
ديدي نتواني دل كندن را
گيج وا گيج حضور دوباره ات
چشمانت را
نبند
مهرباني !!!
|