|
|
|
یک شعر از مینا حسنی

"روایتی
زیرپوستی از حضور دوباره ی زهره"
دوباره آمده بود
با انگشتهای حنابسته
و نظرقربانی آبیِ اجدادیاش
که به پیشانیام سنجاق کرده بود.
کِل میکشید زیر پوستم
زل زده بود توی من
انگار بوی رویاهای مردانهام را رصد کرده باشد.
هی پرت میشدم از خوابهام
صداش...
مثل جرنگ خلخال توی پاهایِ کودکیهام
صداش...
تهماندهی اسم اعظم
پیش از سنگ شدن،
مثلِ سنگ توی گوشم مانده بود.
هار بود
آمده بود با چینِ سرخ دامنش
هی برای شاخ گاوهای نر
خط و نشان بکشد
مدام میآمد توی چشمهام
سَرَک میکشید توی نفسهات
هی پلک میزدم
مبادا بیرون بپرد
مثلِ ماهی بیقرار از تُنگِ چشمهام
هی چشم برنمیداشتی از من
هی بُراق میشدی
هی شاخ...
منیژه نبودم
چاه بود
موهایش که تاب میخورد
از تهتوی خاطرههام
تا جنوب فقراتم
موهایش که تار تار آهنگِ مجسمِ عیدِ قربان بود
موهایش که یادآور استغاثهی طولانی ماروت...
موهایش که به تاریکی بابل
...
خیال کردی منیژهام
اما هار بود
دوباره آمده بود کِل بکشد
در چین واچینِ دامنش خلخال برقصاند
کف بزند، وحشی شود
تا دوباره شاخ غول بشکند
تا دوباره خیالِ نرینهای را
کلهپا ببیند در چاه...
|
|
از سایت
های دیگر

اخوان ثالث بیست سال بعد

شاملو؛ ده سال بعد

گلشیری؛ ده سال بعد

رونمایی دستنویسهای کافکا فقط برای کارشناس آثارش

برهنگی بدون اروتیسم؛
نگاهی
به آثار لوسین فروید

چخوف؛
راوی بزرگ قصههای کوچک

ساموئل بکت صد ساله شد

نامهای برای رضا که حیران کلمههاست
تعبیر آخرین خواب هابیل

خطهایی که با منطق نفسبریدگی تقطیع میشوند؛
ساقی قهرمان

همه چیزمان به همه
چیزمان میآید
شهلا زرلکی

به
مناسبت دهمین سالگرد درگذشت ارنست یندل، شاعر اطریشی
شعر تجربی یا شعر تخریبی؟

آکاردئون، فیلم جعفر پناهی، نخستینبار در جشنواره
ونیز نمایش داده میشود
|