www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
مهری جعفری
چکمه
سگ سفید پیش از آن که پارس کند چشم به چکمه های مرد دوخت پارس نکرد
چیزی نبود می توانست به راه خود برود می توانست در راهی که می رود به درخت ها و در و دیوار پارس کند و به هر انسانی که از راه دور بوی ترس می داد می توانست هم پارس کند هم بدود و در راهی که می رفت سوسکهای سیاه را لای دندانهای خود له کند
دم سگ سفید لای دو پا آویخت
چیزی نبود پیش از احساس آن چکمههای سیاه می توانست به راه خود برود. و شاید زوزهای کمک میکرد زوزهای لای دندانهای تیز او
و زوزهی ناتمام در حنجرهی سگ سفید تمام شد
در حال
لبهایم را میفشارد و تا شانههایم می رود از چشمهایش سر میخورم تا گردنی افراشته و دست میکشم در پی خونی که هر لحظه تندتر میدود و هر لحظه با تلنبهای پرفشار و تا به جایی میرسد که دیگر راه به جای دیگر نیست. جایی در آخر زمان که هیچچیز دیده نمیشود تا در ارتعاشی ابدی در آخر زمان بماند و تا آخر زمان بلرزد و تمام نشوم در جریان خون و عرق تمام نشوم و تمام نشوم در سردی آن آخر زمان آن آخرین لرزه آن تمام
مهری
جعفری در یکی از روستاهای مشگینشهر به دنیا آمده و سرودن شعر را از
دوران كودكي با اشعار تركي آغاز كرده و منتقد ادبی و شاعری است که
فعالیت جدی ادبی خود را در کنار شغل وکالت ادامه میدهد. او وکیل پایه
یک دادگستری و همچنین مدرس کوهنوردی است.
|