www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
مهناز یوسفی ((شعر اول))
خوابیست شبیه زخم من عمیق تا دردی که روی خودم خم میشوم تا لبم را که محکم گاز میگیرم اینجا برهوتی که روی پیشانیم عرق کرده است کسی مرا به خودش عشق می ورزد و من خطوط کف دستم را به جا نمی آورم اینجا چقدر درد میکنم / - شاید من قلبم تیر میکشد مادر! من قلبم تیر میکشد؟ اینجا چرا به روز تولدم میرسانی؟/ متوفی به سال ِ-ما ه ِ-روز ِ انگار از ابدیتی شیرم داده اند تا ضرب یک مشت انگشت بریده تا من که در کسی ضعف میروم.
((.شعر دوم))
نه...ازخیابانها بر نمی آید همه ی بیرون مال تو جز خودت / که مرا پشت در می گذاری / *** دستت را بشور بی نمک تر - آمین! پاره تر از همین چند پیراهن آستینی که مرا مثل چروکهای درشت از خودش وا می کند کمی آزاد تر - آمین! رفته بودی برای پدر شناسنامه بگیری به نام من / بزرگ میشوی / و خیابان کوچکترین فرصت است خفگی در تمام انگشتهای جهان وقتی دکمه ها شل نمی شود. دارند نگاهمان می کنند.
|
|