حسین شکر بیگی متولد 1354 ساکن ایلام دیپلم و تاکنون یک مجموعه شعر به چاپ رسانده ام تحت عنوان (( نیمی از صورتت را عاشقم)) و یک مجموعه شعر و داستان نیز در دست چاپ دارم

 

 

 

 

 

( آه آقای صادق هدایت)

من فقط کمی سبیلهای تو را ادامه می دهم

بعد این عینک لعنتی را بر می دارم از چشمهای تو چیزی دستگیرم بشوی

این همه خنزر پنزر و آشغال در تو چه می کند     شازده!

   چقدر فرو رفته در گوشتت قلم               پوزشان زده بر گشته اند

اما من زالو تر از این حرفهام                       نوک تیزترم

نگاه کن خدا وکیلی دندانهای یکدست سفیدی اینچنین که منم           دیده ای

از مرده ات را در دهان می گذارم

و کلاغی که آمده روده های من شده می گوید

هضم کردنت سختست

خر است نمی داند

لکاته ای که در چاقو راه می رود  در دندانهام مخفیست

تازه

چاقویی که راه می بردم   لکاته تر از این هم می شود

سیگاری بگیرانم                     رو شنفکر شم

در تو لکاته ای بزنم

دارم به جاهای تاریک و .......

نقطه ها را دقیق نمی بینم

خیلی وقتست این متن از مقدس افتاده

و سانسکریت دست و پا شکسته ای که تویی

منم

من اما سبیلهام ادامه ترند