www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
علی قراچه داغی
هفت مرثیه در مرگ خوانی
1
هیچ مرگی از وسط طناب نمی شود و باد رحم زمان را باز می وزد در تورم عشق طناب، رقص بازنده است
2
برای گردن گردنه ها ها می کشم و هیچ بازوی باد خفه خون ارغوانی آب نمی شود در کوبیدن تو به تابلو
3
تندر تب به لالی آب آ و ی ز ا ن لاله ی گوش می دواند میان سطرهای گذشته از هزار و سیصد قبر
4
آن باران دیگریست مَرد در گریستن های قاره ای زده بر حنجره ی عنکبوتی اش خواب خرسی را خمیازه می کشد در کمر باد آن می آید از آمدنش
5
آژیرهای زنانگی ات ازدواج هایمان را در حوالی زانوانت پخش مستقیمِ رگانم می کنند
6
آن ها نمی دانند که نیمکت ها قبرهای مستمرند
7
مرگ واژه ی غریبی است که باید زیست و طناب بلندای بادیست که رحم زمان را باز می نوازد در وزیدن متن
|