www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
فارسي زبان ركيكي ست!
استخواني نمانده در مردن مي ترسداز حمله هاي دخترانه گارد دفاعي مي گيرد حس تني ام بوي دهان كسي را شنوايي مي كند ماده گاو مفصل و تكان دهنده سگ پر فشار صورت حشري بي همتايي به خود گرفته كرمها مي روند از شفيرگي بگذرند تن آشفتگي رختهاي نظم را جر مي دهد. خون فواره بر مي دارد. گرسنگي حيواني تشنگي گياهي در خلاف علايقم تن را زنجير مي كند به خود با بيل هم خاموشي نمي گيرم زن درگير ارتباط بين حلقه اي مهره ها تن مرگي دست داده صورت مي گيرد وقتي در بيشتر چيزها هيچ جور نمي شود هيچ جورگي عظيم به آخر مي رسد و مسئاله تاريخي مي شود كار هر كلمه تهديد زبان است اين را هيچ كس به رويم نزد مخفي كاري هاي لا علاج زن، اخته كاري اش مي كند. طوري كه تمام نخلستان جنوب جوابش كردند. در شروع تمايلاتش منصرف شد در دبستانگي هام آنقدر انار نداشتم كه تمام فارسي بلند كند. چيزي شبيه عقب نشيني موضعي لامسه از زير تن سر در نمي آورد زن در زاويه ي حاده اي كه به بيرون گرفته بيشتر باز بود دوستان ام در فاحشگي ام دست داشتند موضعي افراطي در به خود گرفتگي هاي بي همتا رو به خود عقب كرده به بيرون و موجودات دروني مرد، در نزديكي ي غيابي ،ذهنيت پيدا كرد تمام دنيا را تنهام! دردها در دستمالي درمانگر، بسته بندي مي شود تا روح چموش بر بخورد به طويله با دست و پاي شفيرگي فارسي جاي ناجوري ست شباهت فاحشي به بد دهني ي من دارد. به هر صورتگي دست داده تن در دادگي در تمام وعده هاي زنده گي در حاليكه جمجمه ي مرد از قفسه ي سينه ي زن رد نمي شد در پادرمياني خود قرينه شدند. موقعيت حاد گزارش شد! و رفتار انساني از شكل برگشت از زن ها مي ترسم و از اتاق هاي كرايه اي گريه دارترم. تختي كه تعلق نمي بندد طويله اي كه نزديكي به من نمي خورد. بيشتر ذهني ام تا لمسي. ماده گاو در لقاحي مصنوعي با سگ تلفيق شد. ستون مهره ها در خود كجند. مرد بيل را در قبر خالي چال كرد. داستان به قرينگي جواب داد. وقتي نعره با طوفان درآشفت سارا انار داشت و دارا برايش از بلند بر نمي گشت. اين محصول بيماري زبان است. خون در اندام هاي از تن پس مانده. حس تن گرايي در بخش هاي افقي ي زبان لمس مي شود. فارسي را از خود بيرون مي برم
بيست و دو / فروردين/هشتادو شش.
|
|