www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
بر جلاي كهنه ي چاقو
زمين روی شانه های تو پير می شود
دير می شود
خط ِ خاطر ِ استخوان بر جلای کهنه ی چاقو
خون تو در جام
زمين آرام.
****** شکست غنيمت جنگی بود
شاه سفيدپوشان اگر شکست پياده نمیميرم شاهِ سياه پوش اگر گسست چه غم من آغاز و پايان و ديروزم خورشيدم که روز و شب بر شاهان میتابم در ماه صدشبستان میسوزم
من خون ِ اول صبحم من حيض ِ جنگ که شيدايیم را شاهانه تقسيم میکنم بی تخت و تاج - دل بردار
شهسوار اگر نشست چه غم دل بردار ايستاده ست در مات اين شکست
فرزانه دوستي
|