www.sahneha.com

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   ديجيتالي  Swedish

    فرشید جوانبخش

 

 

دست از روی فتنه بشور

و او را

در دامان تاریخ رها کن

دایه ای

که برای هیچ زنی مادری نکرد

در صفحات روزنامه ورقش بزن

 {همیشه حرف هایی را که ما می زنیم شما تکرار می کنید

این عجیب نیست اگر صدا در مغز شما پیچیده باشد}

حالا

کمی طاقت بیاورید به ما

برای زخم هایی که خورده ایم

و سینه ای

به قد بغض هایی

که این اطراف کاشته اند

گوش کن

ما از تجربه حرف می زنیم

وقتی تنها صداست که می ماند

دیگر نیازی به تعریف واژه نیست

برای ما

که تنها در کلماتمان گریه می کنیم

و در سطرهای زیادی

جانمان را از دست داده ایم

معاد شما

با آن چهره ی هولناکش

چیز مزخرفی است

در گلوگاه بغض هایمان

با دنده ی سنگین حرکت کنید

در شکم این ناحیه

                              عشق پیچ خطرناکی می خورد

-----------------------------------------------------------------

 

 

 

با اینکه حالم

از گذشته سر می زند

از آرامشی تحلیل می روم

که سکوتش

 دلیل آغوش نیست

که دیوار به دیوار این شهر

سایه ای

 به خانه های بی نور و چراغ

که خورشید دروغی است

و باید به آن پشت کرد و تمام شد

با این همه

نمی ترسم و

آغوشم را سفت بغل می کنم

تا کسی از شعر هایم هدر نرود

تا به بوی سخت اینجا نفس کشیدن را بلدم

از آرامشی رنج می برم

 که سکوتش بی دلیل نیست

نشنیده بگیر

چشم هایی را

 که این روزها از حقیقتی رقم می خورند

تا خواب های ندیده را

  با چند استکان و

شب بخیر عزیزم :

حالم از هر چه تعبیر کرده ای بهم می خورد

نشنیده بگیر

جلد هیچ کجایی دور دور

برای تنی که از کجای تو پر زد

بامی

به فکر غریب افتاده ام

با فرودی نه اینبار مطمئن

به جایی پرت می شوم

که معلوم نیست کجای دلم

حالا

هر چه را

 که از روبرویم شنیده ای

نشنیده بگیر و

 از کنارم تمام شو

دلی برای خودش تنگ شده است

 

--------------------------------------------------------------------------------------

فرشید جوانبخش

 

 

 INDEX