www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
|
|
|
شهلا بهاردوست هوای ِ دریا
با صدای ِ صدفها، فلسها زیرِ ماسه ها، پوسته ها عبور از سنگها، صخره ها پرده کنار کشیده ام، نگاه کن! غرق شده انگار آسمان میان ِ آب! ستاره ها ریخته اند در چشم ماهیها پیچده در هوای ِ دریا بوی ِ خواستن، میل ِ با هم؛ یکی شدن زیرِ دندانی که می گزد دوباره دلهره های ِ بستن، شکستن! صدای اضطراب گاه چه لجباز شور می زند بادبان را باز، تا پشتِ آبی ها پشتِ بادهای ولگرد، هی می دود. امشب ملافه روی ِخواب کشیده برای ِ رویاها خواب دیده ایم با پاره های کجا تا کجا آمیخته لابلای ِ پلکهای ِ دلداده ای غلت می زنیم. نگاه کن! غرق شده انگار آسمان میان ِ آب! ستاره ها ریخته اند در چشم ماهیها پیچده در هوای ِ دریا کمی بوی ِ من، بوی ِ تو کمی بوی ِ نادیده ها، نا گفته ها نگاه کن! ردّ پایمان روی راه شیری ناخنهایمان خط کشیده بر ستاره ای دگمۀ پیراهنی افتاده روی ماسه ها آنجا، آری همآنجا صدای خنده های ماست نگاه کن! باز پچ پچ ِ صدفها، آواز ماهیها باز عبور از صخره ها، سُر کنارِ آبها چه رقصان لبهای ما، چه داغ بوسه ها چه خواب گم، لابلای ِ پلکهای ِ ما نگاه کن، نگاه کن!
هامبورگ، 12 فوریه 2008
از چهاردهمین مجموعۀ سروده ها: رقص واره های آب
|
|