www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
شهرام پوررستم 1346 ـ آستارا ـ آثار منتشر شده: در ايوان شببوها(مجموعهي شعر 1385)، نشر جامعهنگر، درختها به خانهي بخت ميروند(مجموعهي شعر 1388)، ـ در دست انتشار: نمايشگاه(يك شعر بسيار بلند) ـ چاپ شعر و مقاله در نشريات و سايتهاي ادبي
50 پدرم عاشق مادر ماکسیم گورگی بود و هر سال با خودنویس پارکرش بر حاشیهی شاهنامه فرزندان تازهاش را میکاشت. پدربزرگ سرطان گرفت چوب سیگارش بیاشنو ماند دندان عاریه و فندکاش را بخشیدند به رشید دلاک و من ِ احمق بعد از چاهار سال فهمیدم که او از رشت بر نخواهد گشت!
پارتی به داوود ملكزاده ستارهگان این سو آن سو ... عصر با زوزهی شغال پارس میکند جیک جیک بلدرچین در مایکروفر تخم میگذارد، ابروها آنچنان باریک باریکاند که رغبتی به بهشت نیست.
هیپنوتیزم 2 بارانها میآیند ردیف صنوبرها گم در بوی خاطرات پراکندهی خاک و رمه، یابوی نیمهکاره بر بوم میچرد در پذیراییي نمور آپارتمان نقلی و کودک دیروز دشت و ابر تشنه در اتوبان محو میشود در رقص برف پاککنها.
یتیم ابرها کوهستان را فرا گرفتند رمهها تاب برداشتند جویبار در پوست نمیگنجد جلگه در پیچ و جاده ژولیده منتظر برف، سارهای مهاجر با چنارها روبوسی میکنند پرستوها و پدرم کوچیدند لانه و ایوان خالی ماند...
وسطا از ابتدای جهان میآیی یا نه؟ با کوزهای لبخند غباری که کهکشانها را به هراس میانداخت سالهایی که چمدانات را تفتیش میکرد و تو مجرم مقدس ثبات زمین را به تمسخر نشستی و سوختی اما خورشیدها همچنان دور سرمان پرواز میکنند.
|