کیوان اکوانیان
شعر:چند شعر کوتاه
1
جنگ
نه براي وطن
نه براي مردم وطن
براي تمام گرسنگان جهان
2
بارش برف زمستان
طناب دار
چند قطره خون،
بر سپيدي رمين
و فرياد زني در ازدحام جمعيت
زنده باد برابري
3
آخرين قطار شب
پس از جنگي نابرابر
تمام صندلي هايش پر شده اند
.
من بر پاي خود مي ايستم
تا ايستگاه بعد
كه پياده شوم،
در سرزمين آزادي
4
ما شهروند اين شهر نيستيم
اينجا فقط گورستان سالم مانده است
با وستي بيشتر
و مردم،
خلع غذا شده اند
5
از جوخه ي اعدام
تا طناب دار
و جنازه،
بر سنگفرش خيابان
.