www.sahneha.com   Sohrab Rahimi

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   ديجيتالي  Swedish

   

 

حسین خلیلی

 

 

از ميان توهم و افيون

بدون تو

که را انتخاب می کردم

که به دنيايی ديگرم ببرد

مورچه ها برای ملکه شان که توی مغزم تخم می گذارد

غذا می برند

به وسعت جهان ِ در بسته ام

تکه هايی از پوست دست     قرنيه ی چشم

و پاره هايی از عکسی مات مانده بين پلکهام از گلهای قالی

که در آن پوزه ی آهو

 تنها سه انگشت با منقار پرنده فاصله داشت

از بوی تو می گذرد

هنگام عبور

        وقتی که در تو غرق می شدم

و هميشه از صدای خدا حافظی ِتو می روند  در گوشهام

وصيت کرده ام

شعر های نگفته ام را سکوت نقاشی کند

با اين حساب

تنها بايد منتظر تو باشد چشم خالی

تا از هندسه ی قاب بيرون بزنی

حالا  حتما

پلکهايم را که ببندی

تمام مورچه ها بالدار متولد می شوند .

 

شانزده آذر ۸۶

 

 

INDEX