![]() |
|
شعر ایران شعر جهان داستان مقاله ها مصاحبه ها معرفی کتاب اخبار فرهنگی لینکها تماس با ما صفحه ی اول Swedish |
الف.
از تو حرف زد . از من . حرف که می زنم . سکوت . يک بار که بود بود يکی . و آنگاه که نبود . بود . از تو حرف زد . يکی از من . از تو که حرف می زديم .
دال. سين . ميم.
در من سخت میگذرد . سخت میگذری . سخت میگذریم . به همین آسانی . و تو با باد خواهی رفت در شا خه های شکسته ی خورشید . که با تو آمدند . در تو آمدند مثل حقیقت عریانی که عاشقم بود مرگ عاشقم بود ! .
حالا بدون ِ توحتی
آب دهانم را قورت نمی دهم !:
شریعت ِدامن گیر
!
دوام ِ حوصله در حرکت ِخون
! .
گفتی ببو سمت . گفت روزه ام . ؟ . هم چنان که می گريست . . .
تا . شين . ميم
تنها . به لب زدنای ماهی نگاه کن . که از حافظه ی آب بيرون پريده است . به ياد آر . تشنگی . که هوای او شد . آنگاه هوا را آب کرديم در حنجره ی تو . که می باريدی .
را . ی . الف . قاف . ميم . را . ب . عين . شين . قاف
از عشق عبور کردم . تر سيدم . و عبور کردی ! با فعلهای جهان . ب . بيرونت . حالا ! ايستاده ای ! . که از عشق گريزی نيست ؟ . تنها بگو مجبور ِ عاشقانه زيستنم به او . برای من . مومن که می شوی .
ها . ی . الف
رنگهای خاکستر که پو شيديم . گفتی پر وانه است . يا آتش . گفتيم آتش . گفتی آتش است . يا پروانه . گفتيم آتش است پروانه
ت . او . ب . ه
بگو . من هنوز تسليمم . اگر . توان ِ آمدنت . بگذارد .
الف . نون . ت . حا . ظا . يا . ر
يک شب آمده بودم رفيق . خانه ات معلوم نبود . گفتند هما نجا ای . آمده بودی . لحظه ای نيستی و بعد خواهی رفت . پس گفتم اين چه فعلی ست که در تو است . گفتند بهم ريختنی که بهم ريخته باشد .
تن آدم پنبه می زد . سفيد . حسين ِ حلاجی از حنجره ی تو عبور که کرد . برايم تلويزيون تجويز کردند . پرده آشنا نبود کنار تو رمزی که رمضان شدم .
ی . ت . لام . پ . طا . الف
تو توی تلويزيون بودی ! . رفته بودی توی تلويزيون چکار ؟! . امروز تو توی تلويزيون آشنايی مان را انکار کردی . خانه ات مرا اندوه گرفت . و کسی سخنم نگفت .
من !
هيچ ندانسته بودم!
ـــ کی بيرونم می کنی ؟ .