فرهاد حيدري گوران
از خوابي برمي گردم که رنگ سبز ندارد
عمومي نيست حافظه ام را به کتيبه ها نمي گويند
با ابر هم نمي گويد
از درياهاي مجازي که يادش مي رود يعني سبز
و يعني هي روي بي قراري ام حرف هاي مجنون سبز
قرار هم اين باشد و جهان را بگويم سبز
عمومي نيست و نمي گويم از ضماير بعد از نامم
حالا فقط بخوانم از چشم هايي والتين والزيتون
يا به خدايم برگردم يک کلمه هم بي سبز نباشد
نباشد را هم يعني سبز