www.sahneha.com   Sohrab Rahimi

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   ديجيتالي  Swedish

 

فرشید جوانبخش

 

 

 

 

این روزها ممکن است همه جا باشم

در ظرفیت سینه ا ی

که پاسبان رازی مگوست

در تداعی خاطره ای محو

از دختری زیبا

و یا در برگی

که روی شانه های لرزان تو افتاد

ایمان داشته باش

در هر چهره ی غمگینی

در هر رنگ تیره ای

و در هر پای خسته ای

کسی از راه خواهد رسید

قول می دهم

سر وقت خواهم رسید

جایم را خواهم انداخت

و به چیزها اضافه خواهم شد

آه اگر درد نبود

سینه ی این هوا

در آواز آن پرنده

به چه چیز می باخت؟

تا پشت هر پنجره

در انتظار صدای کسی باشی

تا به هر سلام

در خستگی هات

کسی جانش را از دست داده باشد

آه اگر این آواره گی نبود

چگونه از راه می رسید

برگی که روی شانه های لرزان تو افتاد

آری

این روزها ممکن است همه جا باشم

حتی در چشم های مردی

که در آغوش گرفته ای

این حرف ها را کسی گفت

و در خونابه ی حیوانی مرده

به جوی آب گریخت

کسی که یاد گرفته بود

چگونه از درد برای خود خانه بسازد

 

 

 

INDEX