www.sahneha.com   Sohrab Rahimi

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   ديجيتالي  Swedish

 

علی صیامی

 

مرگ

 

 

نمی دانم چرا مرگ

به شادابی شبنمِ سبزِ سحر برگ های بهاری

از لابلای خورشید های بالانیامده

به سراغم نمی آید

تا تمامی  دلربایی ها

به یکباره مزه مزه شود؟

 

می دانم اما که مرگ؛

همان کمالِ لحظه نوشی هاست

در خلوت بیش از نیم قرن با زمین لاسیدن

و زمین را گائیدن

قبل از به گا رفتن؟

 

اما نمی دانم چرا مرگ

حتا سوار بر؛

1.      یک تصادف ساده با یک موتورسواردر پیاده رو

2.      سرمازدگی زیر کرسی های بی گاز

3.      مسمومیت زهرِ حرف های یک غاز
در مجلسی روباز
با پرده های سکولار

با کرشمه و ناز،

به سراغم نمی آید

تا تمامی  دلربایی ها را

در آن خلسه ی نابِ تکپرانی شاهانه

مزه مزه کنم؟

 

اصلا،

آیا،

مگر

در تو بپیچم

مزه ی تلخ-و- شیرین زیستن را باری دیگر

خراش ناخنی برحلقم کنم

درسال های بی ابری

دستِ کمی از لذت مرگ خیس دارد؟

 

راستی،

شماره ی تلفن دستی ات، چند واژه ای زنگ می زد؟

 

علی صیامی/ اکتبر 2007/هامبورگ

 

شعر های دیگر علی صیامی در صحنه ها

اینجا و

اینجا

 

 

INDEX