www.sahneha.com   Sohrab Rahimi

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   ديجيتالي  Swedish

 

از زهدان ِ مادرم تا باب ِ تمثيلات

" برای مهدی زاغی که سردش است و از بوی بخاری  نفتی به لکنت افتاده .

برای بانگ غلام و پیراهن سیاهش – فردا.

برای مادر مضطرب گرگوار.

برای زنانهای  ِ لکاته صادق.

برای  همه شاعران یک لاقبا که تا خرخره زیر قرض حرف هایشان معطل مانده اند.

برای  تو که مثل من از درد لطیف دندان لق کودکی تا قامت درد های خروار شده بالا خزیده ای و مانده ای .

وبرای مادرم که با شعر بیگانه ماند، اما وجود ش زیباترین  ِشعر ها بود".

 

دفتر شعر " از زهدان ِ مادرم تا باب ِ تمثيلات"  از رباب محب توسط نشر دريا گروه انتشارات آزاد ایران منتشر شد. اشعار این دفتر  در سالهای  دو هزار و چهار تا  پائیز دوهزار وشش میلادی سروده  شده است. قطعه شعری از اين دفتر:

 

دستی بر گردن ِ کوتاه ِ کودکی دارم. وارونه که راه

می روم ، آسمان ِ زیر ِ پاهایم

هموگلوبین های ِ کاغذی می بارد

زیر چتر نمی روم

رد می شوم – از کنار کاغذی که بر دیوار جر می خورد

می نشینم – کنار ِ اتمی که با عکس های  ِ پاره دیالوگی دارد–

 

و می گذارم اتم در همان لکه  آفتاب بماند در کمین ِ بزرگ شدن، تا من خالی در خلال ِ سطر هام

خشک نشوم

 

حالا بزرگ شده ام

از عکسی به عکسی

می روم تا فراموشی را پس بزنم.

 

برای تهيه کتاب مي توانيد به آدرس زير مراجعه کنيد :

 

www.entesharate-iran.com

INDEX