از کتاب
ماه را دوباره روشن کن
نازنين نظام شهيدي
ترانه ي تاريك
پس باد
ترانه ي تاريك زمين بود
كه بر گوش زمين شني
مي خواند
و برخاك زرد
خط مي نوشت
تا بياد بماند
آنچه ويران كرد
و باد بود
دست تاريكي
كه ابر روشن را
بهم مي ريخت
مباد ببارد
پاك شود
دستنوشته ي شومش
و باد بود
به جستجوي كوچه ي ويران
كه بيهوا
تك سو چراغ پشت پنجره را
مي كشت
....
اژدهاي سياه
نه صدايي ،نه روشنا
خانه خاموش است
وقتي سيم و شماره گير
اژدهاي سياهي است
گوشي تلفن خفته
گردونه هاي زنگ فراموش
زنگي كه معني دميدن روز است
و امواج عشق را در مدار حيات
تا انتهاي زمان
پيش مي برد
خانه خاموش است
اژدهاي سياه
روي روز خوابيده است