www.sahneha.com   Sohrab Rahimi

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   ديجيتالي  Swedish

 

 

 

 

 

هویت

دوست ندارم در باره ی هویتم انشای زیبایی بنویسم. می‌توانم بگویم خوی و طبع ایرانی دارم. به تاریخ مشترک و یا سرنوشت مشترک یک سرزمین و یک نسل باور دارم اما از "تفاخر و غرور ملی" دور هستم. به نظر من مفهوم "هویت ملی" هر سرزمینی جمع اضداد مردمان آن است. هویت واحد جمعی وجود ندارد. و این در مورد ایران و ایرانی‌ها به شدت صدق می کند.

من پر از تضاد هستم و پر از ضعف. چند پارگی جزئی از ذات من شده است. حس ترحم به خود را دوست ندارم. فکر می‌کنم، هنرمندی که در اثرش دچار حس ترحم به خود می‌شود، دروغ‌گوست. فکر می‌کنم هنرمندی که بی‌رحمانه خود را به زیر پرسش نمی‌برد، هیچ نگاه عمیقی نمی‌تواند به زندگی داشته باشد و هیچ نقد ریشه‌ای اجتماعی و سیاسی را نمی‌تواند در اثرش طرح کند.

همه این نکته هایی که گفتم به نوعی در کارم هم روی صحنه و یا در نوشتنم منعکس می شود. بازی به زبان آلمانی می‌تواند برای بازیگری مثل من که زبان مادریش چیز دیگریست یک ضعف باشد، اما من از این ضعف برای کنکاش تضادها و انتقال حس چند پارگی به تماشاگر آلمانی استفاده می‌کنم. روایت من از یک متن آلمانی و به زبان آلمانی، زبان دیگری دارد. نزدیکی‌ام به زبان آلمانی با فاصله است. گویی حس و عاطفه‌ام در زبان فارسی می رود در ساختار زبان آلمانی می نشیند به گفتگو، جذب می‌شود و دفع می‌کند. این حس و نگاه ذات کارم هست و همین امکان آشنایی زدایی از امور را برای تماشاگر آلمانی زبان فراهم می‌کند. یک بازیگر آلمانی ممکن است ماه‌ها زحمت بکشد و به چنین شگفتی و فاصله‌ای در بازیش نرسد. هنگام کار بر روی متن هم نگاه با فاصله مهم است. و همه‌ی اینها البته بسیار کار شاقی است

 

تازه‌ترین کارها

آخرین کاری که به زبان آلمانی داشتم همین ماجرا بود. ۵ داستان از هزار و یک شب را با همکاری یک رقصنده که آموزش کلاسیک رقص شرقی دیده بود، به روی صحنه بردم. شکل کار همان روایت‌گری بود. اما در نقش هم فرو می‌رفتم. و باز از نقش خارج می‌شدم و روایت را ادامه می‌دادم. رقصنده هم فضا و بازی را به گونه‌ی دیگری زنده و کامل می‌کرد. من سعی کردم که روایت را بر اصل تضاد میان چهره‌های داستان و تناقض‌های میان گفتار و کردارشان به پیش ببرم. در داستان‌های هزار و یک شب تضاد جنسیتی نقش بسیار برجسته‌‌‌ای دارد و می‌تواند دستمایه‌ی نابی باشد برای پرداخت نمایشی مسئله جنسیتی زن و مرد. از قضا من سراغ داستان‌هایی هم رفتم که به روشنی سمت و سوی زن‌ستیزانه دارد. اما در این داستان‌ها هم زن نقش کنش‌گرانه ای دارد و می‌تواند صدای خود را بلند کند. از همین رو می توان در این داستان‌ها، کشمکش‌های جنسیتی را آشکارا به میدان فراخواند و با نگاهی انتقادی روایت کرد. نوع بازی و روایت بسیار تعیین کننده است. در متن‌های هزار و یک شب، مانند دیگر افسانه‌ها و داستان‌های عامیانه، چهره‌ها می توانند خود را نقض کنند و علیه خود گواهی دهند. گاهی چهره‌ای در آغاز داستان بسیار مثبت معرفی می‌شود و بعد در پایان داستان همین چهره می‌تواند به شدت محکوم و مجازات شود و یا برعکس. این ویژگی امکان می دهد که صدای جنسیت سرکوب شده به گوش برسد و پیروزی جنسیت سرکوبگر به زیر پرسش رود. به طور کلی طنز نقش بسیار مهمی در این کار داشت که در اصل برگرفته از همین داستان‌ها بود. تماشاگران آلمانی کاملاً غافلگیر شده بودند. در واقع کار ما ذهنیت آنها را از "هزار و یک شب" رمانتیزه شده به هم می‌ریخت، و شهرزاد هم دیگر آن زن شرقی ⁄ ایرانی ایدآلیزه شده نبود.

کاری دیگری که در دست تمرین دارم، نمایش "زن نیک بابل" است به زبان آلمانی. متنش را خودم نوشته‌ام. اینجا هم یک روایتگر هست و یک رقصنده و چندین نقش. نگاهیست تاریخی به نقش دو گانه زن به عنوان قربانی و همدست در ساختار قدرت و سرکوب. از اسطوره گیل گمش عناصری را گرفته‌ام و با قصه‌های همین روزگار همراهش کرده ام.

-------------------------------------------------------------------------------------------------

چکیده‌ای از زندگی‌نامه‌ی هایده ترابی

تحصیلات

نمایشنامه نویسی و ادبیات دراماتیک در دانشکده ی هنرهای دراماتیک، تهران.

علوم تئاتر، زبان و ادبیات آلمانی در دانشگاه گوته، فرانکفورت.

دوره های بازیگری و کارگردانی در فرانکفورت، برلین، تورنتو و آمریکا تا سال 2000 .

بازی و کارگردانی آثار خود به زبانهای آلمانی، فارسی و انگلیسی

"برزخ"، "دیداری با فروغ" (کار بر روی آثار و زندگی فروغ فرخزاد)، "دیو، دیوث، درام"، "کاباره ی سلیطه"، "آواز مدآ"، "با من برقص"، "تولد یک ستاره"، "بدون سنگ پایم هرگز"، آنسوتر از شهرزاد (بازپرداختی تازه از آثار و زندگی فروغ فرخزاد).

بازی و کارگردانی آثاری از نویسندگان ایرانی و اروپایی به زبانهای فارسی، آلمانی و انگلیسی:

"فاجعه" از ساموئل بکت، "ترس و نکبت رایش سوم" از برتولت برشت، گزیده ای از نمایشنامه ی "مرگ ژرمانیا" اثر هاینر مولر، "آخرین نامه" از نسیم خاکسار، "اتوپی" از سیروس سیف، "باران عاشق" کار نمایشی بر روی برخی از آثار مهاجران در آلمان.

بازیگری با کارگردانهای آلمانی

"مادران" اثر اوری پید به کارگردانی آینر شلف (تئاتر شهر فرانکفورت، 1986 ) ، "قصه ی عشق" اثر هاینر مولر، به کارگردانی هانس- تیس له مان ⁄ سوزانه واینکر (فستیوال اکسپریمنتا، فرانکفورت 1991 )

کارهای اخیر نمایشی

افسانه های هزار و یک شب. نمایش "زن نیک بابل" (به قلم خود) به زبان آلمانی که در اکتبر 2007 ، در هانوفر، به روی صحنه خواهد رفت.

آثار چاپ شده

این آثار شامل نمایشنامه، نقد تئاتر، نقد ادبی، ترجمه ی آثار نمایشی و ادبی، مصاحبه و نقدهای سیاسی – اجتماعی است که از جمله درفصل کتاب، فصلنامه ی آرش، نشریه خط، نشریه شهروند، کتاب نمایش و سایتهای اینترنتی گوناگون منتشر شده است. در حال حاضر با سایت شهرزاد نیوز همکاری می کنم.

 

INDEX