شعر ایران      شعر جهان        داستان      مقاله ها     مصاحبه ها      معرفی کتاب      اخبار فرهنگی      لینکها     تماس با ما     صفحه ی اول

 

 

داستانی از سید حسین خلیلی

 

عنوان :  داستان ِ پشت ِ جلد شود :

 به دوست ایتالیایی ام که بدونه : چرا باید کلاسیک هارا بخونی کالوینو؟   گذارشی از ایران برایت مینویسه بیهقی که فروختم. دیگه نیومد دستم . رو وبلاک ناخن ِ لیلی . کلی عاشقیم برات بمیرم الهی از بس خوندی   :

 

فصل اول

 

رئیس علی!  من ولایت مدار ِ تو ام ! دور ِ انقلاب .پلی فنی که   تم لم  یکن ! عزیزمی! . حا فظه؟ .  70 ملیونی می شود . می خوای شانسی بزنی ؟. تو مفتی بزن . ولی  تو حکومت این نظامی بزگ سفارش مارو بکن به آقا ؟می تونی کمکم کنی که ؟  رشوه چیه غربان!؟   شا عر  قور با قه س ! . فقط لسا ن الغیب کاسه ات را  لیس بزنه الهی !  بمیرم برات لیلی ! . تو دلم می خندیدم . می خواستم آدرستو یه جور بگیرم .بعد مجنون دو دره کنم بیام طرف پاسداران . چرا آقا شما به دوستان بفر ما دوست رئیس علی ام . حله ؟  . بله و قت اقا رو نگیر جما عت شروع شده . می فهمم !  چه فر ما یشی داری . بی ادبیه می خواستم تو این نظامی  یه مغازه وا کنم افتاد تو طرح ِ این مر تیکه . نظامی که خندید حالم خوب شد باید یه دور دیگه ... ینی قول داده بره خواستگاری برام بعدشم  یه دور دیگه داستان برام بنویسه . یه جوری که آخر ماه همه رازی باشیم. فقط قدم  بزنم نظا میه ی تهران   قبول بشم همین روبرو دانشگاه داره . اگه سهمیه منو بدی . بابات کیه؟ بابام نصفه س  . بقیه قابل شما رو نداشت رف رو مین . جان بازه . منم یه جور بسته نیستم زیاد سر بازم گفتم که دور انقلابم مواظبم با دوستام ماشینتون  خط خطی نشه ! . ده جون بکن . هر چی کندم نشد . بدون دستمال کار نمی کنه گیر نده مجنون !   این نمی زاره با لیلی قدم بزنی .حکو مت نظامیه  اه چی کار کردی   آقای گنجوی با ما به از این باش . این خیلی کمه شما برواون ورمیدون ... ببین!  منو نگاه کن!   اگه فتو شو گیر بیاری  17 هزار تومن کمتر نمی دن بهت . 16 آذر نه 17 هزار تو من کمتر نمی دن گر فتی  ؟   حالا شما یه هزاری بزار روش . این هزاری برا توئه دیوونه حواست باشه خر جت داره زیاد میشه شمس من بازم می گم خر نیستم مثل این مو لوی به سازت بر قصم . مارفتیم .  التماس دعا  !  :

 

بعضی جما عت گفتن راوی ؟ تک سا عتی؟ .  سا عت چنده ؟ گفتیم بتمرگ بابا حال نداریم . هر چند شرط ادب نبود . من سا عتم  وایستاده !  وقتی گفتم بهش قبول نکرد که هیچی . نفهمید . اصلا اومد که نفهمه . خوب اینو مینویسم . رو براهم داداش تو راتو برو آقا با شما نبودم .اگه تو جوابمو ندی لب به غذا نمی زنم این ماه .مهمونیم کجا بود . 7 تا لیوان آب خوردم فقط. مامان برات بمیره چی شده ؟ اعصا بمونو خورد کرد گفتم این شمس یه ریگی تو کفششه . . همه می نویسیم .اون فقط چشم چرونی می کنه اساسی . الان ادممتم کتابفروشم  فروشییه اینا ؟ برو اذیت نکن خریدار نیستی ! ینی چی ؟ همین که گفتم . میدون انقلاب همون جا که دانشگاه داره سر بزن به ما خوش حال می شیم . من امسال می خوام کنکور بدم با اقا یون علما پشت کنکوری ام . البته شی می خوندمو قبلا با مند لیف بودم انیشتین .. استادمون 32 ساله بود بابا سهروردی چیه ؟ جهانشاهیه فامیلیش موندم چه طوذ با این فامیلی بورس گرفته ؟.  تو این برنامه با کوله پشتی می اومد تو تل ویزیون مردم حال کنن حق مسلم منی . غصه نخور  . ولی فقط ارادتمند ِ رازی ام فقط همینو دارم آقا . فلسفه تعطیاه . باید بری  تو همین پاساژ دست چپ طبقه سوم آخر راه رو .  که به هیچ کس نگفتم .میتر سیدم بیاد شا کی شه . امد گفت از لطفتون ممنونم اقا و یه دیوان برداشت منم به حافظ گفتم رفتیم خونه پولتو میدم .با یه مشت شاعر دوستم همه کارن میخواستن فلسفه یاد بدن بهم . این الاغ میگفت ... چیه بابا ناراحت نشو دیگه  خانم  قریبه نیست استادمه . دیدی رفت الاغ ..  حقته همین شمس....   خر شدم هنوز ترم 7 شروع نشده دیگه ثبت نام نمی کنم 3 ترمه! آ زا دی؟ . آره تعتیل ! شهریه تخفیف نداده؟  نه ؟.  سیاسی نیستم قربان ! . اینچه حر فیه هر چی داریم قابل نداره کار باشه بقیش حله . موا فقت کرد خفه اش کنیم . توی اتو بان  تهران کرج . حا فظ گاز گرفت اش . . تمام تنش را عین القضات همدانی ؟ کجا بودی . همدان بودم حسین . دادگاه داشتم .تو هم مثل حسین حلاجی خو دمون مخت ریده . تو دلم گفتم یه وقت خر نشه سوسکم کنه بگه خدا ینی این . من  فقط لیلی میخوام  تو رو به هیچ کی نمیفروشم نظامی تو فقط شا عر بودی که ریدی داستانمو باید بنویسی بازم برات ساندویچ بخرم  استاد .؟  . فرصت شد همه چیزو میگم برات . هوی چه خبره !!   تکه تکه اش کردیم انداختیم صندوغ عقب .  ینی از و قتی اون شب من در گیر لیلی بودم تو نظامی. این اتفاق افتاد. راستی  حکومت  کی بود قرن  چندمی عزیزم . مولانا یکی از ردیف هاش را داشت مثلا ما گوش نمی کنیم برا شمس می خوند به  ردیف که میرسید قافیه :  همین سا عت بعد لباش تکان می خورد : بعد همین سا عت . گفتم نگاه کن باطری نداره . نفهم تو ساعت حالیته نگاه کن مهدی کرجی برام خریده سیگاذر نکشم . شما برام چی خریدین . هر چی میفرو شم بازم مینویسین بازم که میفرو شم همه رو خرج رهر ماری میکنم دیگه کوفت کنین الهی . همه میخندیدن . عطار توی ک. چه داشت برذای دانته خارجی خحرف میزد داشت می گفتم بهش چن روز بعد چی می گفتی گفت  جریان دودره کردن  آخر بهشتو داشتیم می گفتیم . خانوم بازی و این حرفا  گفت تو می خوای گزارش بدی با رفرنس بده بگیم اسمش مریمه حوا ست بعدشم اوسکریمه ؟ . برو باز اوقات مارو تلخ نکن .  چنده آقا دست دومه ارزون تر بدین!   اصلا مفت ببر خانوم . خواهش می کنم .  بهش که نگاه کردم رفت تو علی چپ یه کو په در رو داره این شهر که تو حال می کنی با حاش 1700 تومن داد دختره پشت سرش رفت امشب عا شقت بشه الهی عطار! .  اون وقت ؟ یادم نمی اد .بی مزه !  ولی احسان رفیقم توخیا بون پکر بود . منم در گیر عشق بودم ارواح ننم . فقط یه جور به هم نگاه کردیم فک کردیم عیب از خو دمونه .  فردا 20 خرداد 83 بود ترم سه امتحان می گرفت . فرداش احسان افتاد تو آب مرد . دریا رفته بودی چی کار . اینو فقط می گفتم . در یا رفته بودی چی کار  همتون بگین . دریا رفته بودی چیکار .دریا رفته بودی چی کار . مولانا گفت  بگو تن تن تت تن تن .  ببند دهنتو رفیق می خوام . بیدل می خواست بگه یا فاعلاتو مفا عیلو فا علن بگو  محترمانه گفتم حالشو ندارم .  خواجه سا کتش کردبازم دمش گرم بی زبونه !.  از اون روز تا حالا با اقا یون علما می ریم  میدون شانسی فروشی شمس بهم میگه کی رو شکار کنم اوضام بد نیست ولی هنوز در گیرتم لیلی  احسان که مرد   :

 

 

بدو بدو دیر شد! . بدو بدو دیر شد! . تموم میشه تا آخر ما رمزون! . دا نشجو! . استاد !  همه بیاین ! . کتاب نخر . لپ لپ بخر .شانسی بزن خوش شانس . امتحان کنید .  آقا شانسی بزن آقا . 

تو ش حا فظه مولویه شعر داستانه غزله کلاسیکه مدرنه بدو بیا شهر قدیم بیا خواهر خوشگلم برا در ِ گلم بیا بیا .هر چی می خوای هر جور   می خوای  جوره!  بزن !. چرا بیکاری الاغ ! . مو لانا خجالت کشید همینجور شرو ع کرد فردوسی را از میدان دور زده بود کمر کش ِ رخش که رستم پرت کرد توی چاله ای . احمق این چه بلاییه سرش اوردی؟ مثنوی می خوای یا غزل پزل؟ می پزم برات !  ای خونه دار ای بچه دار .نظامی از همه آزاد تر بود . اینو نمی فرو شم لی لیش مال ِ منه خانوم .اونا همه رومیتونی ببری .تخفیف میدم . به چشماش نگاه کردم چقد ستاره داشت این کیه شمس فا میلته ؟. حالمو بهم زدی  خانوم باز هر جایی ! .   حراجش کردیم . برا بچه بخر . برا هدیه بخر . همه رو بخر . آی خونه دار . آی بچه دار کتابو ول کنو بیا . سعید بخر! خیره بخر .شمسی بخر  مولی بخر. سند بخارا نمی خوای ابجی ؟  من فقط با بیدل حال می کنم تو با چی؟  بی ادب ِ کره خر . ما مورا اومدن جم کن بابا دارن می ان من دوستم با  رییس ام! .ریس علی . اینو باش . زرشک پلو !. بدو بدو ! .بوعلی جان تو چی می گی تو این هیرو ویر ؟ اینا سلجوغ نیستن قانون حالیت نمیشه.؟   چشم اقا !  اقا یون علما جم کنین برین اونور دم در دا نشگاه . تو ش نرین جیزه  ؟خودم کنکور میدم یه روز می برمتون . داری باز..   شلو غ نکن!   زود جم کن شمس کو؟  سحر می اد ؟ این زنیکه کی  تک زد کتابو . خوب ما سحری چی بخوریم ؟  کی میخواد غذا بپزه؟ بیا بریم الان مشتری نداری چن روزه حال می کنم بی حالی عوضی!  . بدو تمام شد بدو !!  :

 

 

این منم دارم توی میدان انقلاب شانسی میفروشم به هر کسی که عا شقمه . بعضی و قتا ... چته حا فظ .  خفه شو کجا تو بخونم لال ِ من؟ . تو که زبون نداری چرا عا شق شدی ای بی زبان من . شمس سبزکی بار زد توی مگنایی که از جیب جنید بغدادی تک رفته بود . و قتی چشمک زد حرف نزدم . خاک تو سرت کنن حلاج سرمو به باد دادی کمت نبود حسین؟. توی دلم گفتم مر تیکه فک کرده مولوی ام .برم براش آب بگیرم . پول این سا قیا رو هم در نمیاره عوضی !  بعد یه هو  گفتم یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد انکه یو سف .چششو بکیر جون حسین  بعضی وقتا نا قافل نگام می کنه . میدمت به حسن قناری باز  قناری اش بهت نک بزنن بدنت دست ناشی آ  .خارش بگیری نا خن نداشته باشی زبون غیب . باز خندیدیم همه . دی سی شدم ببخش .

انو بگم بهش؟   چرا بال بال میزنی؟  عزیزم حا فظ جان ؟  از من  نارا حتی ؟  حا فظه ی من؟   اینو بتو گفت؟ چی گفت بهت اون ؟  چت شدی یه دفه؟ .باز بهت داد تو کشیدی خره ؟ . خودت خودتو بد بخت کردی  شمس عوضی الان سحر می آد این خلم براش شعر میگه اونم نگام میکنه  خر میشم میگم سلامم حیه حتی مطلع الفجر! همه خرش میشیم . تنها خور ِ بی کلاس ..بچه ها سا کت داره مشتری می آد ! 

رییس جمهورودیدی  عزیزم!  جانم شانسی شانسی !! اقا میزنی !  بدو بدو !!  داشت سخندانی می کرد  و همه تکبیر دادیمش از انقلاب تا آزادی نفری  500 گرونه؟ خانوم این بشر کلی با حاله بخر .حتی وقتی نور پرا ژکتور 72 ملت بگیردش  باز هم با حال تر میشه.ای ول دارمت خوا جه  حا فظ به من که نگاه می کنی گرفتم . الان میفرو شمش مر تیکرو ! :

جنگ 72 ملت همه را می فرو شم .  حق مسلم خود ِ تونه  ابجی !  بمب هید رو ژنی می خوای؟ بدم خدمتتون انیشتین هم می تونم  . ممنونم آقا همینو بر می دارم . کلیات ِ دیگه؟ . خیالتون جم !.  داشتم می رفتم خونه ی آزادی . از پخش ما شین اعلام کردن شمس با یه خوشگل ایرانی 20 ملیون دلار خر جش کرد از قزا قستان رفت آسمون . گفتم این زنه چرا منو نخرید؟ ا حا فظ  گه زدی با این زبو نت .شماره گارانتیشو می دادی  اگه خجالتت می شد .  بود جه نظامی کم که نمی شه هیچ وقت  قصه نخور استاد خودم برات شیر می خرم . کاسه کیلو چند تا بوده از این کاسه ها . چته مجنون کاری نداره برو ته صف  تا نو بتت بشه منم شیرمو خوردم . کاسه رو می دم بهت تمتم نمیشه . بیا اینم شیر  . تو دلم گفتم نفهم نفهم. نفهم .  فقط خونه شونو  اگه بلدی به من بگو به گنجوی هم گفتم این طرح خیلی جالبه استاد روش کار کن خودم مینویسم برات . دزدی چیه قابل شمارو نداره .  پاسدارن شیر میده . دروغ گفت برو طرف خانی اباد  کو چه دانشگاه  همون جاس . ولی باید صبر کنی شو هرش بمیره .گفته شوهرم داره . خفه شو مولانا برا تو دارم حالا .  نمیبینی حالش بده . این بابا مجنونه !   باید معرفی کنم؟  . یادت بندازم ؟ شمس دیگه پریدهرفت . دیوانه شو . دیوانه شو  دیوانه شو . همه دست میزدن . دیوانه شو دیوانه شو .. از حال ِ گریه که گرفتیمش در جمع ِ دیوانگان بود اما خعده ای را حال خوش امد و عده ای به حالتشان کمک می کردن . ما همه بودیم گر چه جناح بازی کردیم.. بعد همه گریه کردن و ما چن نفر فقط خندیدیم عطار از کو چه می آمد مست  :   یک دبیرستان روسری  سفید از پری های دریایی آوردم ! . و آمد طرف ما خنده که میکردیم . بعد همه چیز عادی شد ..  . استاد گنجوی سو گلی ام طرف حال کنا میری با ما نیستی . ولی بالا بری پایین بای باید یه جدید بنویسی . لیلی و حسین . دهنت سر ویس تو استاد نشی نظامیآ رو چه به نظم ؟ گفت   شو هر داره حسین؟ .گفتم مس سگ دروغ میگه . خودم بهش گفتم اینو بگه . اینو که گفت گفتم عشق است !  گیر افتاد  . ای شمس ِ با معر فت بلا خره یاد گر فتم . من تو کار لیلی ام الان . خواست گولم بزنه زن بگیرم . بعد بگه بیلاخ  خره  ! . من عاشقتم سر مونو کنه زیر آب مثل و قتی احسان مرد .  اگه اون شب . خوب گوش کن   ابو سعید جان . اون شبی که من از زیر تیر بر ق کو چه شون می اومدم اگه عاشق نبودم با احسان کلی حال می کردیم . البته نا گفته نماند  اگه بازم میمرد کار شاید به اینجا ها نمی کشید . می فهمی که . شیخ گفت : هر چه خواست شد . گفتم دمت گرم منم همینو می گم تو که نمی خوای بگی انا الحق ؟ گفت با هم می گیم .  بعد من پر واز کردم .که گفت کلاغ ام میکنه . گفتم بلدم  باید بگم دانی کل کلاغه یا بگم عشق است .   فندکش را روشن داشته بود هنوز گفتم تو دیگه کی هستی  گفت دوست ِ مکزیکیه ابو سعیذم معصر تو ام که مردم  چن سال پیش . اوه ! یادم امد . بگدریم . داری چی کار می کنی . با تو ام پس فک کردی نمی بینمت ؟ . و حا فظ دهانش هنوز باز بود بدون شمس . حالیم شد اینا همه از هم می دزدن . شما شانسی نمی زنی ؟  منه خنگو بگو چه گافی دادم فک کردم فردا باز میاد خندیدم بهش گفتم تو چرا دو در ِ باز شدی ها ؟ (  آ ء أ ؤ ) هم که می کردی سمت من می خوندمت نا قلا !  هم دستشی ؟ حرف چرا نزدی . دهانش را بست معصوم تر شده بود بدون دندان های کرم خورده .صبح شد  هنوز نگاش میکردم که شمس توی چشمش به من گفت خودتی حسین  همه رو جم کن بیا بالا من تک خور نیستم . گفتم حال ندارم پولم ندارم بعد لیلی اگه بیاد با هم میریم .  از چشم خواجه اشک روان بود من می خواندم وقتی توی دلم رفته بود باز گیرم داده بود می خواست ادا در بیاره من گفتم عشق است و خوندم : دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم . خطی به یاد ِ تو   .! بسه دیگه به بچه ها ی دیگم باید برسم . ولم کن . نگاه هم نکرد .به خانه آمدیم . فردا به قیمت درست تری می خوام با یو سف برم خونه ی اونی که گفتم یار مفرو ش بعد خنگ علی شدم فرو ختم خرم کرد .  پیدام می کنه ! . وگر نه ته ِ چا هیم رستم !  هممون  دیوونه میشیم روبرو دانشگاه یا یه جا دور میدون . اینقد  پیچیده  نبود . آره . اول نمود اسان و بد خرشدیم . اذیت نکن. حا فظ خندید . تو به یزید کافررحم نکردی به من ِ دیوونه میکنی ؟ . ببند دهنتو . تا عربده کشت نکردم . همه خندیدن . گفتم رستم ! گفت اینجام. از فردوسی اجازه اش را گرفتم تا اقلاب مهدی مجسمه اش را بردارم  قبول کرد هم رخش هم رستم همه را.  یه جا دادبهم .خان هفتم داره می آد رستم!  . گفت  بلدم  . بهش چی بگم ؟  . گفتم داداشتو می گی ؟ .رستم  دیگه حرف نزد رفت گو شه کنار لسان الغیب  .همه که ساکت شدیم :  اقا همین جا واستا رسید م کرج نمی خواستیم بریم که  !  آزادی باز دو در مون کرد تو لکش بری همینه !   داش ممد که رییس بود حکو مت اینقدر نظامی نبود مگه نه لیلی .؟ این  همه رو  حالا کی حساب می کنه ؟ . سبزی می کشی آقا ؟ فقط مسا فر تو راهی  نمی کشم !  باید زنگ بزنم مهدی کرجی بیاد بگه اون که تو کتا بشه منم ؟. پر ونده خورد به گاو داری . هر چی شیر می خوای دیوونه اول باید 2 تا کاسه داشته باشی . شکست . نشو نش بده . بهش شست بزن . استاد باز حکومت نکنی من نمی خوام بمیرم نظامی . من لیلیو از تو می خوام . اگه حال بدی . همه رو خودم برات مینویسم . تو کارت نباشه .حله ؟.

 

 ___________________

 

 

 اینو به افتخار محمد اسما عیل زا ده که وب لاگ نازل کرد برام تا روی ناخن ات بنویسم مینا. و دوست خوبم خانوم موذنیان  که اسمش یادم رفته برام قالب گذاشت 3 سال پیش اینا رو همین لحظه.  ان لاین می نوشتم نوشتم که از زبان غضیه غریبه یا علوم ِغریبه تو این دو سالی از خان های اون خیابونه میرفتیم هر وقت می خابیدم . باز باید بگم خفه شو سهروردی جان؟ . دارم برات ! .  حالا برا  دوستم مینویسم که قالبمو عوض کنه و آر شیو بزاره برام . تا  این مجمو عه که همه می نوی سیم با هم تا آخرش بی سیمی  بزنم بهت یا حل می کنی بو تیمارم؟  . سرم شلو غه! .تو اسم محجوب ترینی بین ما سی نفرعطر خریدم تولدت بهت بدم یه حالی به این قالب بده کمه فضاش . اینجا برای از تو نوشتن چی؟  هوا کم است . . سی مرغ داریم بفر ما سحری . گه نشه یه وقت . گرفتی؟ . . محمد جان مزا حمت نمی شم . پلی فنی کتم داداش جو.ن. اینو تا فردا کش بدم رمان میشه ولی کمرم شکست این صندلی. به همه سلام برسون من هر چی دارم دوست . غمه عالم. عشق است. بگو . می ام پیشت . یا .  اینکه شعرتو  پرینت بگیره   بسو زونه می ای؟ . خفه شو فر دوسی کفش فروش  ِ بعد از انقلاب ! این چه سندلی بود دادی به پام تا صبح دیشب که تو اتو بان تر کوند کمرمو بس که پیاده خوندم خان هفتمو ! اینجوری کشتی رستمو دیگه خفه شو . لاصلا همتون قاتلین من نویسندم شاعر نیستم گورتونو گم کنین .  با شعرات  اذیتش کردی حسین گفتم عوض نکن جریان و اینقدر اون مجنون و اذیت کردی که راست راستی لیلی شد . گه خوردم نظامی حکومتت عشق است . دیر گرفتم از دستم پرید ممد چی کار کنم . باید برا مهدی زنگ بزنم . 4 مهر 85 بیست و سه  سالم شد .شما چند سالنه خانوم ؟ عطربرا تولد می خوایین؟  .گفت برا نامزذم تو خواب دیدم می فهمی . تا حالا نمی زاشتن نمی زاشتن روانشناسش و می گی ؟ تو از کجا میدونی  مجنون . من رفتم دانشگاه دیگه یادت نمی آد خانی آباد گفتی برو  . 2 تا کاسه بردم . با من ازدواج کرد گفت کاری فقط به کاسه هام نداشته باش . مر تیکه تو قبول کردی . اون زنه منه .حا فظ  همه رو از اتاق بیرون کرده کفت من با توام رفیق . شعر نگو ولی بنویس من الان نویسندم ممد . فک میکنی چاپش کنن . می خوامش هنوز . تو عطر فروشی دیشب که خوابیدم  داشت فکر می کرد . بگه برا کی می خواد :  بگو برا یه دیوونه می خوام بگو برا یه الاغ ! . من یادم نبود ممد اومد تو کافی نت داشتم می رفتم  یه دفه رفتم تو خیابون نسخه مامانم دستم بود .   2سالو خوردیه . ندیدمش همینجوری اومده بود فک کردم این کیه نداشتیم تا حالا ؟ یادم نبود تولدمه آخرش گفت  نزاشتم نتق بکشه از بس  چرتو پرت نوشتم براش که بگم من دوسِت دارم . از بس گفت دیوانه شو دیوانه شومولانای ک...  . تقصیر کلاسیکا شد کالوینو ! گوش کن به اون ور آبی آ هم بگو کلاسیکای اینور همه قاتل ان . بهش فهش دادم منتظرم بود روز تولدم من خودم الان هر سال چن ماه بعدش حالیم میشه کی اومدم . گفتم یا دو خط موازی و تو آن شدی . رئیس علی کمکن . این کلاسیک نیست کالوینو این همه چیزمه ولایت مدارش شدیم دور میدون کتاب میفروشم شاید دیدمش . بیا ازم بخر باشه ؟ . نفهمیدم این الا غا بهم نگفتن . من جرشون میدم اگه از اتاق در برم .همه رو جر میدم اگه چاپم کنن کالوینو . یکی اون ور در داد زد شرط ادب نیست . گفتم . باشه . بهش فهش گفتم جنده هر جایی کثا فت تو تا حالا کجا بودی؟  برو همون جا  بده .  برو بده. باشه . هر چی فهش دادم اون دروغ گفت من نوشتم . . دیوونم کرد از 4 مهر 63 تا 85 هر چی از رودکی بود تا نیما نوشتم . با این کلاسیکا غزل مینویسم نیای همرو آتیش میزنم لیلی !. ببخش من خیلی خوبم . فعلا خدا ی حا فظه ام برات الان یه فال می گیره .ممد گوشی دستته ؟  از حا فظ  ذ هنیت اگه باشی مث من . خراب میشه  باید ببینی . این سا عت کجا هستی . برا خودش جر یانی داره باز شد دهنش ممد.

 نگاه کن داره برات لال لالی می کنه  :

  رشته ی تسبیح اگر از هم گسست معذورم بدار      دستم اندر دامن ِ سا قی  ِ سیمین ساق  بود .